برچسب نقد فیلم

نقد سریال پلوریبوس (Pluribus)؛ انسان بدون رنج

در دورانی که بخش عمده‌ای از سریال‌های تلویزیونی یا به بازتولید الگوهای موفق گذشته متکی‌اند یا برای جلب توجه به بازیگوشی‌های فرمی پناه می‌برند، پلوریبوس (Pluribus) مسیری معکوس را انتخاب می‌کند. این سریال علمی تخیلی به دنبال این است که وضعیت «پس از بحران» را موضوع اصلی خود قرار ‌دهد. جهانی که در آن در ظاهر مشکل اصلی حل شده است، انسان‌ها خوشحالند، و رنج به حداقل رسیده است؛ اما دقیقاً همین فقدان رنج و تضاد است که به مساله اصلی بدل می‌شود.

نقد فیلم موج نو (Nouvelle Vague)؛ سینما در برابر خودش

فیلم موج نو (Nouvelle Vague)، جدیدترین ساخته ریچارد لینکلیتر، بیش از آن‌که یک فیلم درباره موج نوی فرانسه باشد، تلاشی برای بازاندیشی در خودِ مفهوم سینما است؛ تلاشی که از دل تاریخ برمی‌خیزد اما نگاهش معطوف به سینمای اکنون است. لینکلیتر در این اثر، نه به‌دنبال بازسازی یک دوره تاریخی به‌معنای کلاسیک آن است، و نه قصد دارد صرفا ادای دینی ساده به اسطوره‌های تثبیت‌شده سینما انجام دهد. آنچه این فیلم را متمایز می‌کند، فاصله‌گیری آگاهانه از نوستالژی صرف، و حرکت به‌سوی نوعی تأمل فلسفی درباره چیستی سینما، زمان و تجربه همراه با آن است.

نقد فیلم بمیر عشق من (Die My Love)

فیلم بمیر عشق من (Die My Love) ساختهٔ لین رمزی، از آن دست آثاری است که بیش از هر چیز، باید بتوان آن را تاب آورد. فیلم درامی که نه قصد روایت داستانی سرراست دارد، نه علاقه‌ای به ایجاد همدلی امن و کنترل‌شده در مخاطب نشان می‌دهد. رمزی از همان دقایق نخست، مخاطب را وارد فضایی می‌کند که در آن احساسات نه به‌عنوان تجربه‌ای زیباشناختی، بلکه با هدف فشار، اضطراب و بی‌قراری عمل می‌کنند. این فیلم بیش از آن‌که درباره چیزی باشد، درباره قرار گرفتن در یک وضعیت خاص است؛ وضعیتی که تماشاگر را از موقعیت ناظر بیرونی خارج می‌کند و او را به صورت ناخواسته، به شریک تجربه ذهنی شخصیت اصلی داستان بدل می‌سازد.

نقد فصل پنجم سریال اتفاقات عجیب (Stranger Things)

فصل پنجم اتفاقات عجیب (Stranger Things) در زمانه‌ای پخش شد که خودِ مفهوم «سریال رویدادمحور» در حال فروپاشی بود. زمانی نه‌چندان دور، یک سریال می‌توانست هم‌زمان به گفت‌وگوی تمام مردم بدل شود، نسل‌ها را به هم پیوند بزند و تجربه‌ای جمعی خلق کند؛ اما اکنون و در عصر الگوریتم‌ها، چند‌‌پاره شدن جامعه مخاطبان و فرسودگی فرم‌های روایی، چنین ادعایی دیگر بدیهی نیست. در چنین فضایی، بازگشت سریال علمی تخیلی «اتفاقات عجیب» با فصل پنجم، شبیه بازگشت به فرمی از محتواسازی در تلویزیون است که خودش در حال ناپدیدشدن است.

نقد فیلم یک ماجراجویی بزرگ جسورانه زیبا ( A Big Bold Beautiful Journey)

فیلم یک ماجراجویی بزرگ جسورانه زیبا ( A Big Bold Beautiful Journey) در نگاه نخست ممکن است یکی دیگر از فیلم‌های درام آرام، کم‌حادثه و درون‌گرای سینمای مستقل آمریکا به نظر برسد؛ فیلمی که بیش از آن‌که بر روایت متعارف تکیه کند، بر حس‌وحال، مکث و سکوت بنا شده است. اما این نگاه اولیه، به‌سرعت با پیشروی فیلم ترک برمی‌دارد. کوگونادا، فیلم‌سازی که پیش‌تر با «کلمبوس» (Columbus) و «بعد از یانگ» (After Yang) نشان داده بود چگونه می‌توان سینما را به فضایی برای تأمل فلسفی بدل کرد، در این اثر تازه، مخاطب را به سفری دعوت می‌کند که هم‌زمان شخصی، جمعی و وجودی است. سفری که مقصدش نه یک مکان مشخص، بلکه بازاندیشی در خودِ مفهوم «مسیر» است.

نقد فیلم رویاهای قطار (Train Dreams)

فیلم رویاهای قطار (Train Dreams) به کارگردانی کلینت بنتلی، نوعی مکاشفه‌ آرام در باب انسان، طبیعت و گذر بی‌رحمانه‌ی زمان است. بنتلی در این فیلم درام، همان مسیری را ادامه می‌دهد که پیش‌تر در «سوارکار» (Jockey) آغاز کرده بود: فاصله گرفتن از درام‌های پرتعلیق و حرکت به‌سوی سینمایی درون‌نگر، کم‌دیالوگ و مبتنی بر بدن، فضا و سکوت.

نقد انیمیشن رفقای بد ۲ (The Bad Guys 2)

انیمیشن رفقای بد ۲ (The Bad Guys 2) دنباله‌ای است بر قسمت اول که در سال ۲۰۲۲ معرفی شد و موفقیت چشمگیری در گیشه و میان منتقدان داشت. جهان ساخته‌شده در قسمت نخست، بر پایه ترکیب شخصیت‌هایی خاکستری و داستانی سرشار از شوخ‌طبعی و تعلیق بنا شد و حالا قسمت دوم تلاش می‌کند با توسعه همین جهان و شخصیت‌ها، بر غنای مفهومی و جذابیت بصری بیفزاید. آنچه این فیلم را مهم می‌کند، نه تنها بازگشت به دنیایی آشنا بلکه تلاش برای گشودن افق‌های تازه در روایت، انیمیشن و شخصیت‌پردازی است.

نقد فیلم اکشن بالرین (Ballerina)

آثار فرعی که از فیلم‌ها و سریال‌های مشهور ساخته می‌شوند همیشه با دو چالش اساسی مواجه‌اند: وفاداری به جهان اثر اصلی و ایجاد استقلالی که بتواند خود را از زیر سایه آن بیرون بکشد. فیلم بالرین (Ballerina) به کارگردانی لن وایزمن، که داستانش در میان دو قسمت سوم و چهارم مجموعه فیلم‌های بسیار محبوب جان ویک (John Wick) روایت می‌شود، تلاش می‌کند با بهره‌گیری از مؤلفه‌های تثبیت‌شده در دنیای «جان ویک»، داستانی تازه با روایتی زنانه، پیچیده و گاه شاعرانه در دل خشونتی گوتیک خلق کند.