
فیلم یک ماجراجویی بزرگ جسورانه زیبا ( A Big Bold Beautiful Journey) در نگاه نخست ممکن است یکی دیگر از فیلمهای درام آرام، کمحادثه و درونگرای سینمای مستقل آمریکا به نظر برسد؛ فیلمی که بیش از آنکه بر روایت متعارف تکیه کند، بر حسوحال، مکث و سکوت بنا شده است. اما این نگاه اولیه، بهسرعت با پیشروی فیلم ترک برمیدارد. کوگونادا، فیلمسازی که پیشتر با «کلمبوس» (Columbus) و «بعد از یانگ» (After Yang) نشان داده بود چگونه میتوان سینما را به فضایی برای تأمل فلسفی بدل کرد، در این اثر تازه، مخاطب را به سفری دعوت میکند که همزمان شخصی، جمعی و وجودی است. سفری که مقصدش نه یک مکان مشخص، بلکه بازاندیشی در خودِ مفهوم «مسیر» است.
فیلم «یک ماجراجویی بزرگ جسورانه زیبا» نشان میدهد که هنوز میتوان دربارهی مسیر، انتخاب و زمان حرف زد، بدون آنکه به دام کلیشه یا شعار افتاد. فیلم سفری است که بیش از آنکه به مقصد برسد، در ذهن ادامه پیدا میکند.
