برچسب نقد فیلم

نقد سریال کارگروه (Task)

سریال کارگروه (Task) از همان نخستین قسمت، یک حس آشنا و در عین حال سنگین به مخاطب می‌دهد؛ حس فرورفتن در جامعه‌ای که در گذشته زنده بوده اما اکنون نفس‌های آخرش را می‌کشد. این مجموعه جدید از شبکه اچ‌بی‌او به کارگردانی و نویسندگی برد اینگلسبی، خالق سریال تحسین‌شده‌ی میر اهل ایست‌تاون (Mare of Easttown)، در نگاه اول یک درام جنایی است، اما هرچه پیش می‌رویم، درمی‌یابیم که جنایت در این جهان صرفاً یک بهانه است؛ وسیله‌ای برای کاوش در قلب انسان‌هایی است که در دل زوال اقتصادی و اخلاقی آمریکا دست و پا می‌زنند.

نقد فیلم استیو (Steve)

فیلم استیو (Steve) ساخته تیم میلانتس، اثری است که در ظاهر روایت یک روز بحرانی در یک مرکز آموزشی مخصوص نوجوانان مشکل‌دار را دنبال می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود به امری فراتر از یک بحران انسانی یا سازمانی می‌پردازد؛ به وضعیت انسان معاصر، به فرسودگی نهادهایی که روزگاری قرار بود امید و تحول بیافرینند، به معنای خستگی در جهانی که دیگر نه قهرمان تولید می‌کند و نه فرصتی برای ترمیم می‌دهد، و به مواجهه با لحظه‌ای که فرد درمی‌یابد نه تنها نیروی کافی برای نجات دیگران ندارد، بلکه توان نجات خودش نیز رو به پایان است. این فیلم اگرچه در چارچوب سینمای اجتماعی و واقع‌گرایانه روان‌شناسانه قرار می‌گیرد، اما روحی فلسفی دارد؛ روحی که مخاطب را وادار می‌کند درباره شکست ساختارها، شکست امید، و شکست خود انسان بیندیشد.

نقد فیلم خانه‌ای از دینامیت (A House of Dynamite)

در جهانی که مرز میان امنیت و خشونت، حقیقت و روایت، و آزادی فردی و قدرت سیاسی پیوسته در حال تغییر است، سینما بار دیگر نقش آینه‌ای تیز و بی‌رحم را بازی می‌کند. خانه‌ای از دینامیت (A House of Dynamite)، تازه‌ترین اثر کاترین بیگلو، دقیقاً در چنین نقطه‌ای ایستاده است؛ فیلمی که فضای پراضطراب امروز را با تریلری سیاسی در هم می‌آمیزد و جهانی را نشان می‌دهد که در آن انفجار ناشی از موشک، فقط حادثه‌ای بیرونی نیست، بلکه لرزش دائمی ذهن و روح جامعه است. بیگلو در این فیلم، با همان قدرت روایت‌گری که از او انتظار داریم، تماشاگر را وارد دنیایی می‌کند که هر تصمیم امنیتی می‌تواند جرقه‌ای برای فروپاشی اعتماد عمومی باشد.

نقد فیلم ترسناک پیاده‌روی طولانی (The Long Walk)

در میان آثار اقتباسی از نوشته‌های استیون کینگ، فیلم پیاده‌روی طولانی (The Long Walk) جایگاه ویژه‌ای دارد، نه به‌خاطر حضور عناصر ترس و فراطبیعت، بلکه به‌سبب واقع‌گرایی تلخ و اضطراب‌آور آن. فرانسیس لارنس، کارگردان آثاری چون «من افسانه هستم» (I Am Legend) و «بازی‌های گرسنگی» (The Hunger Games)، این بار سراغ نخستین رمان کینگ رفته و جهانی را بر پرده آورده که خشونتش به جای هیولاهای خیالی، از خود انسان سرچشمه می‌گیرد. نتیجه، فیلمی است میان ویران‌شهر و درام روان‌شناختی، میان بقا و نمایش، و میان حرکت و مرگ. لارنس با وفاداری نسبی به روح اثر، دنیایی خلق می‌کند که از نظر عاطفی خسته‌کننده و از نظر فلسفی پرکشش است: جهانی که در آن تنها قانون، «ادامه دادن» است.

نقد فیلم نبرد پشت نبرد (One Battle After Another)

در فیلم نبرد پشت نبرد (One Battle After Another)، پل توماس اندرسن بار دیگر ثابت می‌کند که هر فیلم جدیدش مرحله‌ای دیگر در سیر تکاملی یک سینماگر اندیشمند است؛ سینماگری که از دهه ۱۹۹۰ تا امروز پیوسته از خودش فاصله گرفته و سبک‌های مختلف را آزموده و شکست داده است. این فیلم بیش از آنکه روایت خطی باشد، تجربه‌ زیستن با شخصیتی است که هر تصمیم‌ کوچک‌اش در دل خود یک نبرد پنهان دارد، نبردی که گاهی در چهره‌ای آرام و گاهی در شکاف میان دو نما آشکار می‌شود. اندرسن این‌بار داستانی تعریف می‌کند که به‌ظاهر ساده است، اما در ذهن رسوب می‌کند.

معرفی و نقد فیلم کد 3؛ تو قهرمانی رفیق!

تشویق شدن، مورد توجه قرار گرفتن و باارزش شمرده شدن را همه‌ی ما دوست داریم. از دوران کودکی با این نیاز بزرگ می‌شویم و وقتی وارد جامعه و محیط کاری می‌شویم این نیاز به شکل دیگری خودش را نشان می‌دهد. مثل دریافت حقوق به اندازه، مورد تقدیر قرار گرفتن از سمت کارفرما و ارباب‌رجوع و از همه مهم‌تر احساس ارزشمند بودن. حالا این نیاز را در کارهایی تصور کنید که جزو مشاغل خدماتی محسوب می‌شوند و با سلامتی، امنیت و جان و مال مردم در ارتباط است. اگر به قدر کافی در این مشاغل احساس کافی بودن و ارزشمند بودن نداشته باشیم چه می‌شود؟ فیلم کمدی درام و اکشن کد 3 (Code 3) دقیقا همین موضوع را زیر ذره‌بین می‌گیرد و تلاش می‌کند با نشان دادن سختی‌ها و فشار روحی و جسمی یک تیم پارامدیک داستانی خنده‌دار، اکشن و تاثیرگذار روایت کند. اما آیا موفق می‌شود؟ در ادامه با نقد فیلم کد 3 همراه باشید.

نقد فیلم ماشین کوبنده (The Smashing Machine)

«ماشین کوبنده» تنها نام مستعار یک مبارز نیست؛ استعاره‌ای از سازوکاری خشن و بی‌رحم است که مردان قدرتمند را به پیکره‌هایی فرسوده و ذهن‌هایی ویران بدل می‌کند. فیلم «ماشین کوبنده» (The Smashing Machine) از بنی سفدی، که بر اساس زندگی واقعی مارک کِر، مبارز مشهور هنرهای رزمی ترکیبی ساخته شده است، در همان نگاه نخست خود را از فیلم‌های زندگینامه ورزشی مرسوم جدا می‌کند. این فیلم داستان اوج گرفتن یک قهرمان نیست، بلکه مطالعه‌ای بر فرآیند کند و دردناک فروپاشی اوست؛ روایتی که از سطح مسابقه‌ها عبور می‌کند و به اعماق زندگی شخصی مردی می‌رسد که می‌کوشد زیر بار اعتیاد، خشونت، فشار مالی و رابطه‌ای دشوار، هویت خود را حفظ کند. سفدی در این اثر بار دیگر نشان می‌دهد که تماشای سقوط، گاهی صادقانه‌تر و انسانی‌تر از تماشای پیروزی است.

نقد فیلم فرانکنشتاین (Frankenstein)

اقتباس جدید گیرمو دل تورو از فرانکنشتاین (Frankenstein) یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های اوست؛ فیلمی که نه‌تنها به‌عنوان یک بازخوانی تازه از رمان مری شلی عمل می‌کند، بلکه جهان درونی دل تورو را نیز آشکار می‌سازد. «فرانکنشتاین» در نسخه‌ دل تورو بیش از آنکه به ژانر وحشت وابسته باشد، در قلمرو سوگنامه انسانی و کاوش اخلاقی حرکت می‌کند؛ جایی که هیولا دیگر یک موجود ناشناخته و تهدیدگر نیست، بلکه آینه‌ای است که در آن می‌توان زخم‌های انسان، غرور او، و میل دردناک به تعلق را رؤیت کرد. دل تورو بار دیگر ثابت می‌کند که علاقه‌اش به هیولاها صرفاً نمایشی نیست، بلکه از دل تجربه‌های شخصی، حساسیت‌های هنری و نگاه انسانی او ریشه می‌گیرد.