
اقتباس جدید گیرمو دل تورو از فرانکنشتاین (Frankenstein) یکی از جاهطلبانهترین پروژههای اوست؛ فیلمی که نهتنها بهعنوان یک بازخوانی تازه از رمان مری شلی عمل میکند، بلکه جهان درونی دل تورو را نیز آشکار میسازد. «فرانکنشتاین» در نسخه دل تورو بیش از آنکه به ژانر وحشت وابسته باشد، در قلمرو سوگنامه انسانی و کاوش اخلاقی حرکت میکند؛ جایی که هیولا دیگر یک موجود ناشناخته و تهدیدگر نیست، بلکه آینهای است که در آن میتوان زخمهای انسان، غرور او، و میل دردناک به تعلق را رؤیت کرد. دل تورو بار دیگر ثابت میکند که علاقهاش به هیولاها صرفاً نمایشی نیست، بلکه از دل تجربههای شخصی، حساسیتهای هنری و نگاه انسانی او ریشه میگیرد.
«فرانکنشتاین» دل تورو برخلاف ظاهر کلاسیکش، فیلمی عمیقاً معاصر است. او مفهوم «دیگری» را که ریشه در جامعه امروز دارد، بهمرکز روایت میآورد. موجود در فیلم تنها بهخاطر ظاهر و منشأ متفاوتش محکوم میشود؛ حتی قبل از آنکه فرصتی برای نشان دادن انسانیت خود داشته باشد.
