نقد فیلم استیو (Steve)

فیلم استیو (Steve) ساخته تیم میلانتس، اثری است که در ظاهر روایت یک روز بحرانی در یک مرکز آموزشی مخصوص نوجوانان مشکل‌دار را دنبال می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود به امری فراتر از یک بحران انسانی یا سازمانی می‌پردازد؛ به وضعیت انسان معاصر، به فرسودگی نهادهایی که روزگاری قرار بود امید و تحول بیافرینند، به معنای خستگی در جهانی که دیگر نه قهرمان تولید می‌کند و نه فرصتی برای ترمیم می‌دهد، و به مواجهه با لحظه‌ای که فرد درمی‌یابد نه تنها نیروی کافی برای نجات دیگران ندارد، بلکه توان نجات خودش نیز رو به پایان است. این فیلم اگرچه در چارچوب سینمای اجتماعی و واقع‌گرایانه روان‌شناسانه قرار می‌گیرد، اما روحی فلسفی دارد؛ روحی که مخاطب را وادار می‌کند درباره شکست ساختارها، شکست امید، و شکست خود انسان بیندیشد.

فیلم استیو (Steve) ساخته تیم میلانتس، اثری است که در ظاهر روایت یک روز بحرانی در یک مرکز آموزشی مخصوص نوجوانان مشکل‌دار را دنبال می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود به امری فراتر از یک بحران انسانی یا سازمانی می‌پردازد؛ به وضعیت انسان معاصر، به فرسودگی نهادهایی که روزگاری قرار بود امید و تحول بیافرینند، به معنای خستگی در جهانی که دیگر نه قهرمان تولید می‌کند و نه فرصتی برای ترمیم می‌دهد، و به مواجهه با لحظه‌ای که فرد درمی‌یابد نه تنها نیروی کافی برای نجات دیگران ندارد، بلکه توان نجات خودش نیز رو به پایان است. این فیلم اگرچه در چارچوب سینمای اجتماعی و واقع‌گرایانه روان‌شناسانه قرار می‌گیرد، اما روحی فلسفی دارد؛ روحی که مخاطب را وادار می‌کند درباره شکست ساختارها، شکست امید، و شکست خود انسان بیندیشد.

فیلم «استیو» روایتی از زمانه ماست: زمانه‌ای که در آن، مفاهیمی چون مسئولیت، تربیت، آینده و امید زیر بار واقعیت‌های سنگین اجتماعی و اقتصادی خم شده‌اند. این فیلم با طرح پرسش‌هایی اساسی درباره معنا و امکان کنش فردی در جهان امروز، به حوزه تفکر فلسفی قدم می‌گذارد.

منبع  : مجله مایکت

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *