برچسب مدافع وطن

مزد ۲۷ سال خدمت در ارتش شهادت با لباس رزم بود

همسرم با فرماندهی مقتدرانه‌ای که در چندین عملیات و رزمایش کلان و طرح‌های لبیک و آمادگی رزمی داشت، به عنوان فرمانده نمونه تیپ‌های متحرک هجومی شناخته شده بود. در سال ۱۴۰۳ موفق به دریافت لوح افتخار در سطح نیروی زمینی ارتش جمهوری‌اسلامی ایران شد. ایشان در سال‌های خدمت به شهر‌های مختلف اعزام شد و در رسته‌های متعددی خدمت کرده بود 

‌می‌گفت روی سنگ قبرم بنویسید فدایی سیدعلی!

یک روز قبل از روز عرفه، یک کلیپ از خودش ضبط کرد. مهدی در آن کلیپ اینگونه دست به دعا شد و گفت: «دعای مستجاب من در روزعرفه این باشد که فدایی حضرت آقا شوم.» آقا مهدی بار‌ها می‌گفت: «اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک.» یکی از دوستانش در خوابگاه از او فیلم گرفته بود، فکر کنم مربوط به حدود یک ماه قبل از شهادتش باشد. در آن فیلم به مهدی گفته بود: «آقا مهدی، اگر شهید شدی روی سنگ قبرت چه بنویسیم؟» او پاسخ داد: «بنویسید من فدایی سیدعلی هستم.» این شعار برای مهدی فقط حرف نبود، بلکه واقعیت بود. او واقعاً فدایی حضرت آقا بود

دلاورانه جنگید مانند نامش

خیلی وقت‌ها به من می‌گفت: دعا کن عاقبت‌بخیر شوم. هر وقت زیارت می‌رفتیم یا درشب‌های پنج‌شنبه هیئت می‌رفتیم یا در روز عرفه و شب‌های قدر، برایم پیامک می‌فرستاد و می‌نوشت: «حلالم کن، دعا کن برایم، دعا کن عاقبت‌بخیر شوم.» من همیشه فکر می‌کردم منظورش از عاقبت‌بخیری، پایان خوب زندگی است. اما بعد‌ها فهمیدم که منظورش شهادت بود

از یادگاران دوران دفاع‌مقدس نورانیت شهدا در چهره‌شان مشهود بود

چند نفر از رزمندگان گردان، از تشنگی گلایه کردند و از من خواستند برای‌شان آب بیاورم. فاصله چشمه تا محل استقرار نیرو‌ها کم نبود، اما بی‌درنگ پارچ آب را برداشتم و راه افتادم. اما وقتی برگشتم دیدم نیرو‌ها سوار اتوبوس شده‌اند و خودرو‌ها در حال حرکت هستند. نتوانستم به آن رزمنده‌ها آب برسانم

مبتکر دکترین آفندی با حملات برق‌آسا

خود شهید موسوی در خصوص آماده‌سازی نیرو‌های مسلح پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، تحلیل جالبی ارائه داده بود. این سخنان او روز ۱۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ و به مناسبت سالروز ورود تاریخی حضرت امام بیان شده بود. این تحلیل را باید یکی از آخرین سخنرانی‌های شهید موسوی بدانیم که دورنمای جنگ تحمیلی رمضان را به خوبی توصیف کرده بود.

هیئتی‌ها با غسل شهادت به معراج رفتند

بچه‌ها که کم‌سن‌وسال و جوان بودند، آنقدر شلوغ می‌کردند که کار به آمدن رئیس قطار می‌کشید. در تمام سال‌هایی که مشهد می‌رفتیم به یاد ندارم که حتی یک بار رئیس قطار را ملاقات نکرده باشیم! یک شب که در کوپه قطار طبق معمول شیطنت می‌کردیم، چراغ‌ها را خاموش کردیم. شهید غدیری پای تک تک بچه‌ها را به عنوان زائران آقا امام رضا (ع) بوسید

دوست دارم مادر شهید هم بشوی!

۱۳ اسفند ماه (سال ۷۹) تولدش بود؛ برایش تولد گرفتیم، شمع‌ها را روشن کردیم. به او گفتیم آرزو کن... شمع‌ها را فوت کرد و آرزو کرد. وقتی شهید شد، با خودم گفتم: «شاید او شهادت را آرزو کرده بود که خیلی زود مستجاب شد»

سردار برای امنیت ایران خادمی کرد

دوران تصدی حدوداً هشت الی ۹‌ماهه سردار شهید خادمی به عنوان ریاست سازمان اطلاعات سپاه، یک دوره کوتاه، اما بسیار حساس و تأثیرگذار بود. شهید خادمی به همراه دیگر فرماندهان نیرو‌های مسلح، کشور را برای ایستادگی در برابر جنگی دیگر که پس از جنگ ۱۲ روزه بسیار محتمل به نظر می‌رسید، آماده کردند. این آمادگی همه سویه پس از تجاوز مشترک امریکا و اسرائیل به ایران به خوبی نمود یافت