برچسب مدافع وطن

تروریست‌ها دور پیکر خونین مدافع امنیت پایکوبی می‌کردند!

بعد از ظهر روز حادثه، همسرم زنگ زد و گفت فراخوان زده‌اند و قرار است از سرکار به بسیج برویم. بعد رو به من کرد و گفت: «حلالم کن.» البته همیشه در حرف‌هایش از من حلالیت می‌طلبید، ولی گویا آن روز مفهوم حرفش فرق داشت. با زدن این حرفش گویا آب یخ روی من ریختند

حاج بهرام صحنه نبرد را با شجاعت مدیریت می‌کرد 

در همان ایام گاهی نیرو‌های سپاه را که به مأموریت می‌رفتند یا در شهر مانور می‌دادند، می‌دیدم. از ماندگارترین صحنه‌ها، جوان رعنا و رشیدی بود که پشت ماشین آهوی سپاه، خدمه تیربار کالیبر ۵۰ بود. ابهت او و نحوه ایستادنش پشت تیربار برایم به یادماندنی است. بهرام گیچلو که دوست برادرم هم بود را از همان روز‌ها که اتفاقاً می‌شناسم، با وقار، مؤدب، محکم و مهربان. شاید یکی از بهانه‌هایی که به سمت بسیج و سپاه میل پیدا کردم، ابهت او و سایر نیرو‌های سپاه بود

حسن مظهر شجاعت نیرو‌های پدافند بود 

وقتی جنگ شروع شد با او تماس گرفتم و گفتم که وضعیت خطرناک است، بهتر است چند روزی مرخصی بگیری، اما او گفت من وظیفه‌ام است که به محل کارم بروم. اگر من مرخصی بگیرم، همکارانم هم این حق را دارند که مرخصی بگیرند، آن وقت کار‌ها زمین می‌ماند. ما چنین قراری نداریم، من باید بروم تا ادای دین کنم. انگار به خودش الهام شده بود، صحبت‌هایش بوی شهادت می‌داد

پایان‌نامه‌اش عمیق بود و پایان خودش عمیق‌تر!

بدترین صحنه‌ای که در طول عمرم دیده بودم و مرا به یاد خرابه‌های شام و کاروان اسرای اهل‌بیت (ع) انداخت، همان شبی بود که به محل کار پسرم رفتم و دیدم بر اثر بمباران امریکا هیچ اثری از بچه‌هایی که در آن شرکت کار می‌کردند، نیست. پابرهنه به حالت گریه و زاری به سمت آوار‌های محل کار محمدمهدی دویدم

تمام فکر و ذکرش خدمت به کشور بود

محمدعلی از همان کلاس اول دبستان، بسیار منظم و دقیق بود. وقتی برای نوشتن مشق تشویقش می‌کردیم، همیشه با خطی زیبا بالای صفحه می‌نوشت «بسم الله الرحمن الرحیم» و چند گل معنا‌دار دور صفحه می‌کشید. دفترهایش آنقدر تمیز و نقاشی‌هایش زیبا بود که ما سال‌ها آنها را به یادگار نگه داشتیم. معلمانش نیز همواره از نظم و دقت او تمجید می‌کردند

می‌گفت شهادت فرماندهان وظیفه ما را ده‌چندان می‌کند

پیکر پاکش ۲۴ اسفند سال ۱۴۰۴ از سریلانکا به کشور بازگشت. در روز‌های ۲۶ و ۲۷ اسفند، تشییع باشکوهی در تهران و حرم شاهچراغ در شیراز برگزار شد و ۲۸ اسفند وارد شهرستان فسا شد. پس از تشییع در امامزاده حسن فسا، برای خاکسپاری به روستای زادگاهش روستای کوشک قاضی منتقل و به خاک سپرده شد

من از صلابت و ساده‌زیستی «آقا» می‌گویم

همه ما باید همیشه به یاد داشته باشیم، آقا با صلابت و ایستادگی بی‌همتا در برابر دشمنان ایستاد. ایشان همیشه در برابر امریکا و اسرائیل جنایتکار، با اقتدار و از موضع قدرت ایستادند. آقا هرگز اجازه ندادند که دشمنان، ایران را کوچک یا تحقیر کنند