بعد از ظهر روز حادثه، همسرم زنگ زد و گفت فراخوان زدهاند و قرار است از سرکار به بسیج برویم. بعد رو به من کرد و گفت: «حلالم کن.» البته همیشه در حرفهایش از من حلالیت میطلبید، ولی گویا آن روز مفهوم حرفش فرق داشت. با زدن این حرفش گویا آب یخ روی من ریختند
جوان آنلاین: شهید قاسم کردلو یکی از بسیجیهای گردان فاتحین در شهر قزوین بود که سالها کار تأسیساتی انجام میداد و هر وقت که به وجودش در تأمین امنیت نیاز بود، خودش را به جمع بسیجیها میرساند. او که روز ۱۸ دی ماه در پمپ بنزین شهید بابایی قزوین به شدت مضروب و مجروح شده بود، پس از چند روز بستری شدن در بیمارستان، ۲۱ دی ماه به شهادت رسید و مزارش در روستای چوبیندر قزوین میعادگاه زائران شد. لیلا اینالو گنجی، همسر شهید، در گفتوگو با ما روایتهایی از زندگی و شهادت همسرش شد. در ادامه گفتوگو نیز دو خواهر شهید (آسیه و زینب کردلو) خاطراتی را از برادر شهیدشان قاسم کردلو بیان کردند.
شهید کردلو چه ویژگیهای اخلاقی داشت که او را به عنوان همسفر زندگیتان انتخاب کردید؟
ایشان خیلی شوخطبع و بسیار پرانرژی بود. خانوادهدوست بود و برای پدر و مادرش احترام ویژه قائل بود. در هر شرایطی صله رحم را به جا میآورد. همچنین بسیار اهل هیئت و جلسات مذهبی بود و معمولاً با هم در مراسم اهل بیت (ع) شرکت داشتیم. با هم قرار گذاشته بودیم نهجالبلاغه را بخوانیم و ختم کنیم که قسمت نشد آن را تمام کنیم. گاهی با هم زندگینامه شهدا را میخواندیم و به مسجد و زیارت مزار شهدا میرفتیم. خیلی از کارها را با هم انجام میدادیم. یکی از ویژگیهای بسیار مهم شهید این بود که دلشان مانند آیینه صاف بود و اصلاً کینه کسی را به دل نمیگرفت. من خیلی این ویژگی ایشان را دوست داشتم و سعی میکردم از این اخلاق ایشان الگوبرداری کنم. قاسم به نماز اول وقت بسیار توجه داشت و گاهی در خواندن نماز اول وقت موفق میشد و گاهی موفق نمیشد. ولی این اواخر قبل از شهادتش سعی میکرد حتماً نمازش را اول وقت بخواند. وقتی مسافرت میرفتیم، تا صدای اذان را میشنید، سریع ماشینش را کنار میزد و در نمازخانههای بین راهی نمازش را اول وقت به جا میآورد. خودش را همیشه در روزهای جمعه به خواندن نماز جمعه میرساند و از شرکت کردن در نماز جمعه واقعاً لذت میبرد.
آشناییتان با ایشان چطور رقم خورد و چه سالی همسفر زندگی یک شهید شدید؟
