من از صلابت و ساده‌زیستی «آقا» می‌گویم

همه ما باید همیشه به یاد داشته باشیم، آقا با صلابت و ایستادگی بی‌همتا در برابر دشمنان ایستاد. ایشان همیشه در برابر امریکا و اسرائیل جنایتکار، با اقتدار و از موضع قدرت ایستادند. آقا هرگز اجازه ندادند که دشمنان، ایران را کوچک یا تحقیر کنند

همه ما باید همیشه به یاد داشته باشیم، آقا با صلابت و ایستادگی بی‌همتا در برابر دشمنان ایستاد. ایشان همیشه در برابر امریکا و اسرائیل جنایتکار، با اقتدار و از موضع قدرت ایستادند. آقا هرگز اجازه ندادند که دشمنان، ایران را کوچک یا تحقیر کنند

جوان آنلاین: تشییع پدر شهیدمان بود؛ پدری که با شهادتش، مسیر حقیقت را برای همیشه برایمان روشن کرد. آن روز، روز بدرقه خورشید بود و غم ما، غصه تلخ وداع با پدری که تمام هستی‌اش را وقف اسلام و امنیت این سرزمین کرد. ما که عمری به قامت بلند و نگاه پدرانه او تکیه کرده بودیم، حالا باید پیکر مهربانی را بدرقه می‌کردیم که عطر جهاد و دفاع مقدس می‌داد و عطر ولایت. آن روز گویی قرار بود جان‌مان را تا بهشت بدرقه کنیم. 
روز تشییع‌اش چشم می‌چرخاندم و متفاوت‌ترین آدم‌ها را در میان جمعیت اطرافم می‌دیدم، چهره‌های مختلفی که در میان انبوه حضور عاشقان امام شهید، هر کدامشان روضه تک‌نفره گرفته بودند و به نجوا و زاری می‌پرداختند. می‌دانستم که هر کدامشان به نیتی آمده‌اند. آمده بودند که بگویند وداع پایان راه امام شهیدشان نیست و نخواهد بود. آری!‌ای قائد شهیدمان! تو رفتی تا دنیا بداند که راه حسین (ع) بی‌رهرو نبوده و نخواهد بود. تو رفتی، اما عطر ولایتت در رگ‌های مردم این سرزمین جاری‌است. متن پیش‌رو دلگویه تنی چند از خانواده معظم شهداست در بدرقه خورشید ولایت.

 فرزند سردار شهید 
حاج بهرام حسینی‌مطلق
 هم «پدر» از دست دادیم و هم «آقا»
پدرم ۴۶ سال از عمر پربرکتش را در لباس سبز سپاه، صادقانه و خالصانه در خدمت این کشور سپری کرد. در این سال‌ها مسئولیت‌های مختلفی بر عهده داشت و آخرین مسئولیت ایشان، در زمان شهادت، ریاست اداره امنیت ستاد کل نیرو‌های مسلح بود. او بعد از ۴۶ سال خدمت بی‌وقفه، سرانجام روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ همجوار با رهبر عزیزمان امام سیدعلی خامنه‌ای (ره) به شهادت رسید و همسفرشان شد. 
وقتی خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم، حقیقتش گویی زمان متوقف شد و از حرکت ایستاد. باورش خیلی سخت بود. از صبح همان روز دنبال نشانه‌ای از پیکر پدر بودیم و حال خوبی نداشتیم، ولی امیدمان به حضور حضرت آقا بود. برای وجود ایشان خداراشکر می‌کردیم و با خود می‌گفتیم جان پدر فدای آقا!
فکر می‌کردیم حالا که پدر شهید شده‌اند حداقل وجود آقا آرامشی برای قلبمان خواهد بود. لحظه اذان صبح که خبر شهادت آقا را هم اعلام کردند، دیگر داغ پدر را از یاد بردیم و غم‌مان چند برابر شد. 
تحمل داغ شهادت رهبر آسان نبود. احساس می‌کردم تکیه‌گاه بزرگی را از دست داده‌ایم، اما آنچه به من قوت قلب می‌داد، ایمان به خدا، باور به اینکه راه حق با رفتن یک نفر متوقف نمی‌شود و قطعا دعای خیر رهبر و آقا امام زمان (عج) بود که پشت‌مان خواهد بود و از همه مهم‌تر انتخاب آقا سیدمجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر شهیدمان به رهبری بود که امید را به دلمان برگرداند. 

 دلتنگ روضه‌های بیت می‌شویم
روز‌های تشییع و تدفین روز‌های خیلی سختی بود. داغ رهبر چیزی نبود که بشود به این زودی‌ها با آن کنار آمد. هنوز هم هر بار که به یادش می‌افتم، بغض گلویم را می‌گیرد. دلتنگ لبخند‌های پدرانه‌اش هستیم. دلتنگ روز‌هایی که با آرامش و اطمینان، سخنانش را می‌شنیدیم. دلتنگ شب‌های محرم و فاطمیه بیت، آن روضه‌هایی که برایمان فقط یک مراسم نبود، بلکه پناه دل‌هایمان بود. 
همه این خاطره‌ها لحظه‌به‌لحظه از جلوی چشمانمان می‌گذرد و باورش سخت بود که دیگر آن حضور همیشگی را نخواهیم دید و حالا دیگر آقایمان برای همیشه از تهران رفت. 
روز تشییع، از نخستین ساعات صبح، خیابان‌ها پر از جمعیتی بود که برای آخرین وداع آمده بودند. هر‌کس با هر سن و سالی، به شیوه خودش غصه فراق و دلتنگی‌اش را نشان می‌داد. سکوت، اشک، دعا و روضه.
مردم برای آخرین بار پشت آقا ایستادند و در آن وداع بزرگ، امامشان را تنها نگذاشتند. جمعیت آنقدر زیاد بود که تا هر جا چشم کار می‌کرد، موجی از افراد دیده می‌شدند که برای بدرقه آمده بودند. 

 من از استقامتش می‌گویم
اگر از من بپرسند مهم‌ترین ویژگی رهبرم برای نسل جوان چه بود، پیش از هر نکته‌ای دیگر از استقامتش می‌گویم. او در سخت‌ترین روز‌ها آرامش خود را حفظ می‌کرد و تلاش می‌کرد با امید و اعتماد سخن بگوید. در کنار آن، ساده‌زیستی، نظم، توجه به مطالعه و اهمیت دادن به جوانان از ویژگی‌هایی بود که در ذهنم مانده است. رهبرم هیچ وقت به دشمن اعتماد نکرد. همیشه درباره بدعهدی امریکا و اسرائیل هشدار می‌داد و تأکید می‌کرد که باید با هوشیاری و تکیه بر توان داخلی پیش رفت، به مذاکره با آنها خوشبین نبود و من این را یکی از مهم‌ترین درس‌هایی می‌دانم که از ایشان به یادگار مانده است. امیدوارم مردم همان‌گونه که در این چند ماه پشت رهبر جدید‌شان ایستادند، همچنان در کنار او بمانند و سخنان و توصیه‌های رهبر شهیدمان را از یاد نبرند. من باور دارم که حفظ آن ارزش‌ها و درس‌ها می‌تواند الهام‌بخش آینده باشد. 
 
مادر پاسدار شهید علی حیدرزاده
 علی دلبسته سخنرانی‌های آقا بود‌
می‌خواهم از علی‌آقا برایتان بگویم؛ او یک شهید زنده بود، مثل یک شهید زندگی کرد و در نهایت هم به مقام شهادت رسید. اگر بخواهم از خوبی‌های او بگویم، واقعاً کلام من در برابر او کم می‌آورد. علی آقای من، بسیار محجوب، مهربان و به شدت ولایت مدار بود. او عاشق سخنرانی‌های آقا بود؛ روز‌هایی که آقا سخنرانی داشتند، وقتی شب به خانه می‌آمد و احیاناً نتوانسته بود مشروح آن سخنرانی را گوش بدهد، بلافاصله همان شب سراغ متن و صوت کامل آن می‌رفت. اگر ما نبودیم، آن را روی فلش می‌ریخت تا از تلویزیون تماشا کنیم و اگراحساس می‌کرد، روشن کردن تلویزیون موجب مزاحمت برای کسی می‌شود خودش با هندزفری گوش می‌کرد و غرق در کلام آقا می‌شد. 
از نظر اعتقادی هم، از آن جوانانی بود که نمازشان را همیشه اول وقت می‌خوانند، حتی در مسائل مالی هم بسیار دقیق و اهل انفاق بود. به محض اینکه حقوق می‌گرفت، بخشی را برای کمک به نیازمندان و بخشی دیگر را برای زائران امام حسین (ع) کنار می‌گذاشت تا با کمک دیگر دوستانش که کاری مشابه او انجام می‌داد، بتوانند هر سال یک نفر را به کربلا اعزام کنند. علاوه بر انفاق و کمک به نیازمندان، خمس درآمدهایش را به‌موقع پرداخت می‌کرد. باید بگویم او در هر قدمی که بر می‌داشت، به دنبال رضای خدا و ولی‌فقیه‌اش بود و دقیقاً همان مسیری را می‌رفت که رهبر توصیه می‌کردند، یعنی هم اهل تحصیل و مطالعه بود (تا مقطع لیسانس درس خوانده بود و تنها یک واحد تا پایان دوره باقی مانده بود) و هم اهل ورزش و تهذیب نفس بود. با وجود مشغله‌های زیاد، هیچ‌وقت ورزش را ترک نمی‌کرد. علی آقای من ۱۱ اسفندماه تنها دو روز پس از شهادت رهبر، در جریان حمله موشکی دشمن امریکایی – صهیونی به محل کارش، به شهادت رسید. پیکرش پنج روز مفقود بود و در نهایت، تنها تکه کوچکی از بدنش پیدا شد که آن را به خاک سپردیم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *