دلاورانه جنگید مانند نامش

خیلی وقت‌ها به من می‌گفت: دعا کن عاقبت‌بخیر شوم. هر وقت زیارت می‌رفتیم یا درشب‌های پنج‌شنبه هیئت می‌رفتیم یا در روز عرفه و شب‌های قدر، برایم پیامک می‌فرستاد و می‌نوشت: «حلالم کن، دعا کن برایم، دعا کن عاقبت‌بخیر شوم.» من همیشه فکر می‌کردم منظورش از عاقبت‌بخیری، پایان خوب زندگی است. اما بعد‌ها فهمیدم که منظورش شهادت بود

خیلی وقت‌ها به من می‌گفت: دعا کن عاقبت‌بخیر شوم. هر وقت زیارت می‌رفتیم یا درشب‌های پنج‌شنبه هیئت می‌رفتیم یا در روز عرفه و شب‌های قدر، برایم پیامک می‌فرستاد و می‌نوشت: «حلالم کن، دعا کن برایم، دعا کن عاقبت‌بخیر شوم.» من همیشه فکر می‌کردم منظورش از عاقبت‌بخیری، پایان خوب زندگی است. اما بعد‌ها فهمیدم که منظورش شهادت بود

جوان آنلاین: در اواخر زندگی مشترک‌مان که مأموریت‌های دلاور پررنگ‌تر شده بود، شاهد عشق و علاقه عمیق او به کارش بودم. با گذشت سال‌ها، او همچنان با همان شور‌و‌شوق روز‌های اول در محل کار حاضر می‌شد و همواره با اشتیاق می‌گفت: «دعا کنید هیچ‌وقت بازنشسته نشوم، چون اصلاً دوست ندارم.» در پاسخ به او می‌گفتم: «اشکالی ندارد، بعد از ۳۰ سال خدمت با تخصصی که دارید، می‌توانید همچون فرماندهان در محل خدمت‌تان مشغول به کار بمانید.»، اما دلاور با نگاهی عمیق می‌گفت: «من فکر نمی‌کنم به آن مرحله برسم، فقط دعا کن بازنشسته نشوم.» در نهایت، ۲۴ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ شهید دلاورامیرخانی به آرزوی دیرینه‌اش رسید. روایت همسرش از او خواندنی است؛

عاشقان ولایت

من متولد شهریور ۱۳۶۹ در شهر زنجان هستم. ما فامیل دور بودیم و خانواده‌ها شناخت مختصری از یکدیگر داشتند، از این‌رو ازدواج‌مان به صورت سنتی انجام شد. دلاور که تازه به سپاه ملحق شده بود، برای خواستگاری به خانه ما آمد. او از همان ابتدا صریحاً گفت که نظامی است و اولویت اول زندگی‌اش کار و مأموریت‌های شغلی‌اش است. در طول زندگی مشترک نیز هر زمان به او می‌گفتم که زیاد به مأموریت می‌روی، می‌گفت: «من همان اول به شما گفته بودم شغلم نظامی است و اولویت اصلی من کارم است.»

خودم هم خیلی دوست داشتم با یک پاسدار ازدواج کنم زیرا بر این باور بودم که آنها ویژگی‌های خاصی دارند؛ عاشق ولایت‌فقیه هستند و دینداری برای‌شان اهمیت زیادی دارد. این موضوعات برای من بسیار مهم و ارزشمند بود. نهایتاً در سال ۱۳۹۰ ازدواج کردم و حاصل زندگی مشترک‌مان سه فرزند است؛ دخترمان ریحانه ۱۲ ساله، پسرمان محمدجواد شش‌ساله و کوچک‌ترین فرزندمان محمدصالح چهارساله.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *