برچسب فلسفه

۴۰۰ سال قبل، مبارزه کانت با روح بین ها، جن گیرها و معنویت‌های پوشالی/ از کاخ‌های مخروبه متافیزیک تا هذیان‌های مدرن

 گروه اندیشه: روزنامه اعتماد در صفحه اندیشه خود با مترجم کتاب «تعبیر رویاهای یک روحبین از طریق رویاهای متافیزیک» علی حسن زاده گفت و گویی انجام داده است. محمدحسن ابوالحسنی در مقدمه گفت و گوی خود نوشته است: «کانت را به عنوان فیلسوفی خشک و جدی می‌شناسند که مطالعه آثار او با دشواری زیادی همراه است. اهالی فلسفه حتما با او آشنایی دارند و به اهمیت او معترفند اما شاید زحمت خواندن جدی آثارش را بر خود هموار نکنند. در ذهن بسیاری، کانت با جدیت، دشواری، و والایی در پیوند است. اما جالب است که همین کانت در یکی از رسالاتش از زبان طنز و کنایه بهره گرفته و جدیت روحانی سوئدنبورگ را به پرسش گرفته است. آن سوی جدی و خشک کانت بیشتر در آثار انتقادی او آشکار شده: سه کتاب که به آثار انتقادی معروف هستند. اما رساله «تعبیر رویاهای یک روحبین از طریق رویاهای متافیزیک» پیش از آثار انتقادی نوشته شده و اثری است موجز و جذاب. این رساله در سال ۱۷۶۶ و در نقد افکار و آرای شخصی به نام امانوئل سوئدنبورگ نوشته شده. سوئدنبورگ در دانشگاه اوپسالا تحصیل کرد و زیر تاثیر نیوتن و فیلسوفان مدرن قرار گرفت. او سوداهای علمی در سر داشت و به یکی از دانشمندان و مخترعان بزرگ سوئد بدل شد. اما ناگهان انگار که الهامی بر او نازل شده باشد، تصمیم گرفت در خدمت خدا باشد؛ او در این راه چنان پیش رفت که به یک متعصب روح‌باور بدل شد.سوئدنبورگ نوعی مشی و مرام از خود بر جای گذاشت و پیروانی پیدا کرد آنچنان که می‌توان نام او را در رمان‌های قرن نوزدهمی هم پیدا کرد. کانت در «تعبیر رویاهای یک روحبین» این تغییر ناگهانی و درونی سوئدنبورگ را زیر سوال می‌برد و به بی‌مبنا بودن روحبینی‌هایش اشاره می‌کند. اگر نیک بنگریم اثر کانت خطاب به ما هم هست، مایی که پیرامون‌مان از روحبین‌ها پر شده، روحبین‌هایی که هر یک ادعای عظمت و اعتبار و روحانیت برای خودش دارد. درباره این رساله با آقای علی حسن‌زاده، مترجم آن، گفت‌وگو کردیم؛ ایشان نکات خوبی را درباره کتاب روشن ساختند؛ نکاتی که احتمالا خواننده این گفت‌وگو را به مخاطب کتاب بدل می‌کند.» این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

فلسفه‌ورزی گشوده / کالبدشکافی معرفت‌شناختی آراء «کای‌پائیل» و «راجو» برای نخستین‌بار در ایران / پایانی بر تقلیل‌گرایی در فلسفه تطبیقی

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، کتاب «معرفت‌شناسی فلسفه تطبیقی؛ نقدی بر دیدگاه‌های پی.تی.راجو» تألیف جوزف کای‌پائیل با تحقیق و ترجمه قاسم پورحسن استاد دانشگاه علامه طباطبایی و زهرا حاجی‌شاه‌کرم پژوهشگر پسادکتری به همت انتشارات صراط منتشر شد.

از هایدگر تا شیخ‌بهایی؛ فراروی نظریه «ارتباطات صدرایی» بر نظریه‌های غربی و معماری اصفهان / ملاصدرا کلید حل بحران‌های فرهنگی جهان اسلام می‌شود؟

گروه اندیشه: گزارش حاضر با تکیه بر پروژه‌ها و نشست‌های پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به بازخوانی کارکردی و تمدنی اندیشه ملاصدرا در جامعه امروز می‌پردازد. محور اصلی مطلب، عبور از فلسفه انتزاعی و تجلی «حکمت متعالیه» به‌مثابه یک روش زندگی است؛ امری که از طریق بنای الگوی گفت‌وگوی میان‌فرهنگی با هایدگر، تبیین ریشه‌های فلسفی معماری صفوی، مواجهه با بحران‌های فرهنگی جهان اسلام و در نهایت، پردازش مدل اختصاصی «ارتباطات صدرایی» و فرانظریه‌ورزی تطبیقی برای مهار ضد ارتباط‌ها صورت می‌گیرد. این پژوهشگاه در مقدمه گزارش خود آورده است:«ملاصدرا (محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتألهین ) صدرالدین محمد (متولد ۹۸۰ هجری قمری) در علوم متعارف زمانه خویش به‌ویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء، کلام، عرفان و تفسیر قرآن دارای مهارت بود و او توانست آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه‌ی دیگر همچون افلاطون، ارسطو و شاگردانش و نیز دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی را بررسی دقیق کند و موارد ضعف آنها را بازشناسد. امروز مهم‌ترین کتاب برجای مانده از ملاصدرا «حکمت متعالیه» است که در کنار دیگر آثارش برای علاقه‌مندان به مطالعه در حوزه فلسفه و علوم انسانی، خواندنی و در دسترس است.پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (فها) نیز به‌واسطه وسعت فکر و نگاه عمیقی که ملاصدرا در طول زندگانی بیش از ۷ دهه‌ای خود داشت، همواره در آثار و نشست‌های مختلف به‌شکل مستقیم و غیرمستقیم به ایشان پرداخته است. در گزارش پیش‌رو نگاهی انداختیم به بعضی از آثاری و نشست‌ها که در پژوهشگاه فها به‌طور مستقیم به نظریات ملاصدرا مربوط هستند.» در ادامه این گزارش را می خوانید: 

مستشرقی که سطرهای گمشده‌ تاریخ تصوف را واژه‌به‌واژه بازسازی کرد / ردپای صوفیان در اندیشه دین‌شناس آلمانی / پارسایان گذشته

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: جلد نخست «پیشگامان کهن تصوف» با موضوع مشایخ غرب نوشته ریشارد گراملیش دین‌شناس آلمانی با ترجمه شیرین شادفر، از مجموعه «عرفان و تصوف» انتشارات حکمت است که در سال ۱۴۰۱ به بازار نشر آمد.

تمدن ما مدیون فراغت است / آیا پیشنهاد کاهش ساعت کار راسل واقع بینانه است؟

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، محمد علی میرباقری، پژوهشگر فلسفه نوشت: برتراند راسل در سال ۱۹۳۲ مقاله‌ای نگاشت با عنوان «در ستایش بطالت» و در آن مطالبی را بیان کرد که برخلاف بیشتر نظریات که با گذشت زمان رنگ کهنگی می‌گیرند، امروز حتی بیش از زمانی که راسل قلم بر کاغذ گذاشت موضوعیت دارند. راسل در این مقاله به نقد فرهنگ «کار کردن فضیلت است» می‌پردازد؛ آموزه‌ای که، به‌زعم وی، در راستای منافع طبقه‌ای خاص از جامعه شکل گرفته، حال‌آنکه «سعادت و کامیابی انسان در گرو کاهش سازمان‌مند کار است.»

نگاه منفی هانا آرنت به تنهایی و انزوا / باهم‌بودن، کنشی شجاعانه

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا،ماریا پُپوا - ترجمه: بیتا عظیمی‌نژادان؛ الیویا لَنگ (Olivia Laing) می‌نویسد:«تنهایی در ضمن اینکه حالتی است شخصی، حالت سیاسی نیز است» نیم قرن پیش‌تر هانا آرنت (۱۴ اکتبر۱۹۰۶- ۴ دسامبر ۱۹۷۵) در اولین اثر هوشمندانه و کلاسیک خود با عنوان "توتالیتاریزم" که در زمانی مناسب در سال ۱۹۵۱ چاپ شد، آن ابعاد مرتبط و موازی از تنهایی که عمق اندوه شخصی و حالتی لازم و رایج در حیات سیاسی است را مورد بررسی قرار می‌دهد.

آزادی به مثابه سلاح ایدئولوژیک / آزادی در طول تاریخ دچار گسست و تضادهای بنیادین شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، آناهید خزیر در مقدمه گفت و گویش با امیر میرحاج مترجم کتاب نوشتکتاب «آزادی: یک تاریخ سرکش» (نشر شیرازه) نوشته‌ آنلین د داین، تاریخ‌نگار بلژیکی‌ـ‌هلندی و استاد دانشگاه اوترخت، یک بررسی گسترده درباره‌ تحول مفهوم آزادی در سنت غربی است. تحقیقات او بر تاریخ اندیشه‌ سیاسی در اروپا و ایالات متحده از سال ۱۷۰۰ تا به امروز متمرکز است و گه گاه به دوران باستان و رنسانس نیز می‌پردازد.

شلاق نقد داوری اردکانی بر تن عقل و اخلاق منزوی در ایران/ مقام فلسفه در ایران/ فلسفه‌ای که عقل عملی ندارد، بود و نبودش یکی است

گروه اندیشه: پیام اخیر رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس پیشین فرهنگستان علوم، به همایش «مقام فلسفه در دوره تاریخ ایران اسلامی»، یک بازخوانی انتقادی، شجاعانه و تبارشناسانه از مسیر هزارساله تفکر فلسفی در ایران است. داوری با به چالش کشیدن نظام آموزش رسمی، تأکید می‌کند که تفکر فلسفی آموختنی نیست و تقلیل آن به «بهشتِ دلایل و براهین انتزاعی»، فلسفه را از رسالت اصیل خود که فهم وضعیت تاریخی انسان و پیوند با «مدینه انسانی» است، دور می‌سازد. او با کالبدشکافی سنت فلسفه اسلامی پس از فارابی، دست روی یک خلل ساختاری بزرگ می‌گذارد: حذف خرد عملی، اخلاق و سیاست از سپهر اندیشگی ایران. داوری هشدار می‌دهد که طی هزار سال رواج فلسفه در این مرزوبوم، حتی یک کتاب مستقل در باب سیاست نوشته نشده و اخلاق نیز به تطبیق‌های صوری محدود مانده است. گرچه ایران پس از دوران آوارگی فلسفه، به محل پیوند استعاری و تاریخی دین و حکمت بدل شد، اما انزوای امروز آن در برج عاج دانشگاه، فلسفه را به درسی بی‌رونق تبدیل کرده است؛ چرا که به باور او، فلسفه اگر نتواند نسبت انسان با جهانش را آشکار کند و راهنمای عمل و نظم زندگی باشد، فاقد ارزش زیستی است. اعظم فردوست از نشست مذکور گزارشی تهیه کرده که در صفحه اندیشه روزنامه ایران به شرح زیر منتشر شده است: