برچسب فلسفه
در جستوجوی چرا
کتاب «کودکان میتوانند بیندیشند» نوشته ران گیلمور، با ترجمه روحالله کریمی و زهرا حیدری، فلسفه را به جایی میبرد که شاید بیش از هر جای دیگری به آن نیاز داریم: کلاس درس؛ جایی که کودک میتواند بهجای حفظ کردن پاسخها، درباره پرسشهایی فکر کند که خیلی وقتها بزرگسالان نیز از کنارشان عبور میکنند.
ایمان، شک، گفتوگو و بازاندیشی
کتاب که به یکی از مهمترین منازعات فلسفه دین معاصر اختصاص یافته، مسئلهای کاملاً زیسته را در عصر تنوع فرهنگی پلورالیسم دینی و جهانی شدن ارتباطات با دقتی فلسفی بررسی کرده، مواجهه با تنوع باورهای دینی را نه امری استثنایی که تجربهای روزمره و فراگیر میداند.
«هرمنوتیک»؛ پلی میان فلسفه غرب و اندیشه اسلامی
حوزه/ کتاب «هرمنوتیک» به قلم آیتالله علیرضا اعرافی، نقطه عطفی در مطالعات میانرشتهای فلسفه و علوم اسلامی محسوب میشود.
ایران چگونه ایران ماند؟ / گسست از گذشته باستانی یا پیوستگی تاریخی / اندیشه ایرانشهری بدون عنصر اسلامی قابل فهم است؟
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا جوادی یگانه در مقاله خود برای مجله سیاست نامه شماره ۲۶، با بررسی ریشههای اندیشه سیاسی ایرانشهری، ترکیبی از میراث باستان، فلسفه یونانی و اسلام ایرانی را عامل اصلی تداوم فرهنگی ایران میداند. برخلاف دیدگاههایی که این تداوم را صرفاً در پیوند «دین و ملک» یا فلسفه باستان خلاصه میکنند، نویسنده بر نقش حیاتی عنصر اسلامی تاکید دارد. از نظر او ایرانیان مسلمان برخلاف گروههای دیگر توانستند از مسیر «ستیز و سازش»، اندیشه ایرانی را با مبانی اسلامی ممزوج و بازآفرینی کنند. جوادی یگانه همچنین با ارجاع به جواد طباطبایی و هانری کربن، پنج دسته از متون تاریخی و ادبی را به عنوان منابع اصلی فهم این اندیشه معرفی میکند. خلاصه ای از مقاله او را در ادامه می خوانید:
نه سرپناه در باستانگرایی، نه پناهگاهی در آرمانگرایی/ تبدیل سیاست به رنج زدایی از زندگی توسط مردم/ پایان عصر فیلسوفشاهان و ایدئولوژیهای فلجکننده
گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو در کانال تلگرامی اش کتاب دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی با عنوان «سیاستی دیگر» را به نقد نشسته است. توحیدلو معتقد است که جواد کاشی در کتاب «سیاستی دیگر» با نقد نوستالژی ویرانگر بازگشت به «خانههای دیروزی»—که سوژه ایرانی را دچار بیخانمانی، آوارگی ایدئولوژیک و اتوپیاهای دینی یا ناسیونالیستی کرده—رویکرد «سیاست به مثابه احداث خانه» را در برابر «بازگشت به خانه» قرار میدهد. از نظر این استاد دانشگاه کاشی با پیوند زدن آرای ارسطو، ویتگنشتاین، باختین و هانا آرنت، بنیاد سیاست را از آسمان مفاهیم استعلایی و ایدئولوژیهای سرکوبگر، به «متن زندگی روزمره»، زبان هنر و تکثر امیال تنانه منتقل میکند. در این پروژه، سیاست نه محصول آرزواندیشیهای محال نخبگان قدرت و روشنفکران برجعاجنشین، بلکه برآمده از «مقدورات واقعی»، «غریزه بقا» و هدف ملموس «کاستن از آلام و رنجهای انسانی» است. از نظر توحیدلو کاشی عرصه سیاست مدرن ایران را ناشی از فقر ساختار قدرت در برابر غنای زیست روزمره میداند؛ جایی که نخبگان، مردم را صرفاً «ماده خامِ سلطه» میبینند و با مصادره زبان، ایدئولوژی را به زندان بدل کردهاند. در مقابل، این نظریه با تمرکز بر جهانهای مشترک اولیه—نظیر عشق، دوستی، مسئولیت و اعتماد سکولار—و تبدیل ترس وجودی به همکاری جمعی، خرد موقعیتی و اجماع دورانی را جایگزین کلانروایتهای فربه میسازد. در این چشمانداز مابعد ایدئولوژیک، روشنفکر نه در مقام «مهندس اجتماعی» یا «فیلسوفشاه»، بلکه به عنوان ناظری تسهیلگر ظاهر میشود تا با قانونگرا کردن سیاست و تقلیل حکومت به «ماشینی کارآمد برای تنظیم حقوقی»، دموکراسی را نه به مثابه کالایی وارداتی، بلکه به عنوان «فرمی از باهمبودگی و الفت» در بستر زندگی روزمره محقق سازد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
گذر از دانستن به چگونه زیستن / فلسفه ابنسینا بدون «حکمت عملی» ناقص میماند/چگونه عقل برهانی و شریعت، «زندگی مطلوب» را میسازند؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین سید حسین امامی در مقدمه گفت و گویش با حسام الدین شریفی در سرویس دین و اندیشه ایبنا نوشت: حکمت عملی در اندیشه ابنسینا یکی از مهمترین حوزههایی است که در کنار حکمت نظری، تصویری جامع از نگاه او به انسان، جامعه و شیوه زیست مطلوب ارائه میکند. در نگاه ابنسینا، فلسفه صرفاً تلاشی برای شناخت جهان و کشف حقیقتهای نظری نیست، بلکه باید بتواند راهنمای عمل انسان نیز باشد؛ یعنی انسان را در مسیر رسیدن به فضیلت، سامان دادن زندگی فردی و برقراری نظمی شایسته در جامعه یاری کند. از این منظر، اخلاق، تدبیر منزل و سیاست، سه حوزه بههمپیوسته در حکمت عملی ابنسینا هستند که هر یک بخشی از مسئله «چگونه زیستن» را توضیح میدهند.
قتلعام پرسشگری در پشت نیمکتهای مدرسه/ نظام آموزشی از کودکان «مقلد» میسازد/فلسفه و تقویت کودک در برابر پذیرش کورکورانه هوش مصنوعی
به گزارش خبرگزاری خبر آنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا مسعود تقیآبادی نوشت: کودک معمولاً با پرسیدن شناخته میشود. همان سالهای اول زندگی، مدام میپرسد چرا آسمان آبی است، چرا آدمها میمیرند، چرا باید راست گفت، چرا یک نفر پول بیشتری دارد، آیا حیوانات هم فکر میکنند و اصلاً «من» از کجا آمدهام. بعد مدرسه میرسد و کمکم اتفاق دیگری رخ میدهد: سؤالها جای خود را به پاسخها میدهند. درست همان زمانی که ذهن کودک میتواند پرسشهای بیشتری بسازد، نظام آموزشی از او میخواهد پاسخهای درست را یاد بگیرد. کتاب Kids Can Think: Philosophical Challenges for the Classroom نوشته ران گیلمور، دقیقاً در برابر همین وضعیت میایستد. گیلمور، نویسنده و آموزگار، فلسفه را بهعنوان دانشی برای حفظ کردن وارد کلاس نمیکند؛ او میخواهد شیوهای از فکر کردن را تمرین دهد. کتاب نخستینبار در سال ۲۰۱۶ توسط رومن و لیتلفیلد منتشر شد و مجموعهای از سناریوها، پرسشها و فعالیتهای فکری را در اختیار معلمان قرار میدهد تا گفتوگوی فلسفی را به تجربهای واقعی در کلاس تبدیل کنند.
