یک اثر هنری انتزاعی قرن بیستمی
«ترکیببندی شماره ۸» (Composition VIII) اثر واسیلی کاندینسکی نمونهای از هنر انتزاعی قرن بیستم است
«ترکیببندی شماره ۸» (Composition VIII) اثر واسیلی کاندینسکی نمونهای از هنر انتزاعی قرن بیستم است
علامه امینی برای تحقیق یا تبلیغ به سفرهای فراوان رفت. کشورها، شهرها و فرهنگهای متنوع آنها را از نزدیک دید و با مردمانش ارتباط برقرار کرد. هدف اصلی او در این همه، اما آشناسازی خلایق با مکتب علوی (ع) و بازگرداندن آنان به دامان پرمهر ولایت بود. خلوصی که شیرینی آن همچنان در کام مستمعان سخنانش باقی مانده است
در دورهای به سر میبریم که جست و خیز بیوقفه، اما کم حاصل برای تقابل با نظام اسلامی تلاش میکند تا هر نام، موضوع و عرصهای را به خدمت خویش گیرد. حتی اگر آنچه مورد طمع دشمن است، فرسنگها با مطلوب آنان فاصله داشته باشد! در چند سال اخیر و از سوی برخی خارجنشینان، نام و اندیشه علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و اندیشههای دینی او مورد دستبرد قرار گرفته است. این اقدام در غایت خویش بیتأثیر بود
صدرالمتالهین حکیم خانهبهدوشی بود که به جرم آزادگی روح و فکر مجبور شد از پایتخت و پایتختنشینان روی گرداند. او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و همچنین دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی را دقیقا بررسی کرد و موارد ضعف آنها را باز شناخت […]
به نظر فوکو، دولت تنها نهادی است که در آن قدرت در شکل نهایی خود مشاهده میشود؛ درحالیکه قدرت عمیقا ریشه در روابط جامعه دارد و میتوان آن را در تمامی عرصههای اجتماع و روابط (حتی عاشقانه) پیدا کرد. به همین دلیل نباید منشأ روابط قدرت را در نهادها جست، زیرا باعث توضیح قدرت به دست قدرت میشود و روابط قدرت را صرفا به اشکال قانونی یا مبتنی بر اجبار، محدود میکند. قدرت ریشه در تاروپود جامعه دارد. قدرت در تمام جامعه جاری است و نقشی مستقیما مولد ایفا میکند.
«شهر محل سکونت»؟ هر فرمی که پر کردیم، با این پرسش ساده پرتکرار روبهرو شدیم و بیوقفه آن را پاسخ دادیم؛ اما سؤالی نبود که از ما بپرسد: «در شهر محل سکونت خود چقدر سکنی گزیدهاید؟» مهمتر از آن، کسی از ما نپرسید: «در شهر وجودتان چقدر قرارگرفتهاید؟ آن عالم، آن ساحت، آن افقی که در آن نفس میکشید، کجاست و مختصاتش چیست؟» ما هم به آن فکر نکردیم! به پاسخهای بیدرنگ و به تکرار افتادیم و از انتخاب جا ماندیم، انتخابی که قول داده بودیم برایش روی زمین بیاییم و باشیم. «بله» گفته بودیم که سکنی گزینیم و مسئولیت بودنمان را بپذیریم.