برچسب فلسفه

غرق شدن در مطالعه مرا از گذشت زمان غافل می‌کرد!

علامه امینی برای تحقیق یا تبلیغ به سفر‌های فراوان رفت. کشورها، شهر‌ها و فرهنگ‌های متنوع آن‌ها را از نزدیک دید و با مردمانش ارتباط برقرار کرد. هدف اصلی او در این همه، اما آشنا‌سازی خلایق با مکتب علوی (ع) و بازگرداندن آنان به دامان پرمهر ولایت بود. خلوصی که شیرینی آن همچنان در کام مستمعان سخنانش باقی مانده است

فیلسوف کم حرف و شایعه‌پردازان پرگو!

در دوره‌ای به سر می‌بریم که جست و خیز بی‌وقفه، اما کم حاصل برای تقابل با نظام اسلامی تلاش می‌کند تا هر نام، موضوع و عرصه‌ای را به خدمت خویش گیرد. حتی اگر آنچه مورد طمع دشمن است، فرسنگ‌ها با مطلوب آنان فاصله داشته باشد! در چند سال اخیر و از سوی برخی خارج‌نشینان، نام و اندیشه علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و اندیشه‌های دینی او مورد دستبرد قرار گرفته است. این اقدام در غایت خویش بی‌تأثیر بود

ملاصدرا، فیلسوف نامدار ایرانی

صدرالمتالهین حکیم خانه‌به‌دوشی بود که به جرم آزادگی روح و فکر مجبور شد از پایتخت و پایتخت‌نشینان روی گرداند. او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و همچنین دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی را دقیقا بررسی کرد و موارد ضعف آنها را باز شناخت […]

قدرت، آزادی و دولت در اندیشه میشل فوکو

به نظر فوکو، دولت تنها نهادی است که در آن قدرت در شکل نهایی خود مشاهده می‌شود؛ درحالی‌که قدرت عمیقا ریشه در روابط جامعه دارد و می‌توان آن را در تمامی عرصه‌های اجتماع و روابط (حتی عاشقانه) پیدا کرد. به همین دلیل نباید منشأ روابط قدرت را در نهادها جست، زیرا باعث توضیح قدرت به دست قدرت می‌شود و روابط قدرت را صرفا به اشکال قانونی یا مبتنی بر اجبار، محدود می‌کند. قدرت ریشه در تاروپود جامعه دارد. قدرت در تمام جامعه جاری است و نقشی مستقیما مولد ایفا می‌کند.

فلسفه شهر و زیستن

«شهر محل سکونت»؟ هر فرمی که پر کردیم، با این پرسش ساده پرتکرار روبه‌رو شدیم و بی‌وقفه آن را پاسخ دادیم؛ اما سؤالی نبود که از ما بپرسد: «در شهر محل سکونت خود چقدر سکنی گزیده‌اید؟» مهم‌تر از آن، کسی از ما نپرسید: «در شهر وجودتان چقدر قرارگرفته‌اید؟ آن عالم، آن ساحت، آن افقی که در آن نفس می‌کشید، کجاست و مختصاتش چیست؟» ما هم به آن فکر نکردیم! به پاسخ‌های بی‌درنگ و به تکرار افتادیم و از انتخاب جا ماندیم، انتخابی که قول داده بودیم برایش روی زمین بیاییم و باشیم. «بله» گفته بودیم که سکنی گزینیم و مسئولیت بودنمان را بپذیریم.