برچسب شهادت

دوست دارم مادر شهید هم بشوی!

۱۳ اسفند ماه (سال ۷۹) تولدش بود؛ برایش تولد گرفتیم، شمع‌ها را روشن کردیم. به او گفتیم آرزو کن... شمع‌ها را فوت کرد و آرزو کرد. وقتی شهید شد، با خودم گفتم: «شاید او شهادت را آرزو کرده بود که خیلی زود مستجاب شد»

می‌گفت میدان را تا پای جان خالی نکنیم

شهید مهدی تقی‌پور در ساعت ۳:۰۳ صبح جمعه هفتم فروردین، بر اثر اصابت موشک‌های امریکایی-اسرائیلی در محل استراحتش به همراه چهار نفر از همکارانش به شهادت رسید. به فرموده رهبر معظم انقلاب، مردم به برکت خون پاک شهدا به جوش و خروش آمده‌اند و تا پای جان پای کار نظام، اسلام و انقلاب ایستاده‌اند

می‌گفت بعد از شهادتم خدمت به مردم روستا را ادامه دهید

برادر شهید: برادرم اصرار داشت که به جبهه برود، من هم، چون خیلی به او وابسته بودم گفتم من هم می‌آیم، جدایی یکدیگر را نمی‌توانستیم تحمل کنیم. یک روز که رزمنده‌ها را اعزام می‌کردند، ما هم رفتیم که به جبهه اعزام شویم، اما یک نفر آمد و گفت اینها سن‌شان کم است و نباید اعزام شوند، با ناراحتی برگشتیم

حاج فرج نمی‌توانست در برابر ناامنی بی‌تفاوت باشد

بعضی وقت‌ها که با برادرم حرف می‌زدیم، به شوخی می‌گفتم اگر می‌خواهی شهید شوی، حداقل مثل بابا عمر کن و بعد شهید شو. می‌گفتم ان‌شاءالله که ۱۰۰سال عمر کنی. می‌گفت خواهر چه خبر است! چرا باید آدم ۱۰۰ سال در این عالم بماند... فرج‌الله همیشه آرزوی شهادت داشت. این اواخر روزی شاید شش استوری با مضامین شهادت می‌گذاشت

می‌گفت زندگی بدون آقا برایم معنا ندارد

هر چقدر از ارادت و علاقه داداش رضا نسبت به رهبری بگویم کم گفته‌ام. خیلی حضرت آقا را دوست داشت. فرمانده‌شان می‌گفت وقتی خبر شهادت رهبر را اعلام کردند رفت روی خاکریز و با صدای بلند گریه کرد. رضا می‌گفت: بدون آقا زندگی دیگر معنا ندارد 

آرزو داشت مدافع حرم شود مدافع وطن شد

خادم افتخاری امام رضا (ع) و امام‌حسین (ع) بود. از همان کودکی در هیئت بیت‌الاحزان تهران مشغول بود و از ۱۲ سالگی اپراتور و تنظیم صوت هیئت را تا آخر عمرش بر عهده گرفت. بعد از شهادت از رفقایش که تعریف می‌کردند، متوجه شدم بدون اینکه به ما بگوید در چند هیئت نیز مسئولیت داشته است