برچسب شهادت

محمد جوان‌ترین شهید ناو دنا بود

مادر شهید: وقتی پسرم ۱۷ سالش شد، در یزد زندگی می‌کردیم. متوجه شد که نیروی دریایی ارتش در حال استخدام نیرو است. با محمد رفتیم به دفتر استخدام نیروی دریایی. کمد ویترینی آنجا بود که داخلش کلاه و یونیفرم لباس نظامی گذاشته بودند. محمد سریع به طرف آن کلاه رفت و عکسش را انداخت. به من گفت: «مامان نگاه کن ببین چقدر خوشگل است و چه ابهتی دارد»

قبل از شهادت زمزمه می‌کرد: دارم وارد حرم امام رضا (ع) می‌شوم

قرار بود عید با پسرم به مشهد و زیارت آقا امام رضا (ع) برویم، اما در اسفندماه علیرضا بر اثر حمله پهپادی دشمن در ایست و بازرسی مجروح شد. وقتی او را به بیمارستان شهدای تجریش می‌رساندند، کم‌کم داشت از حال می‌رفت. در همان حال به برادرانش گفته بود که داریم وارد حرم امام رضا (ع) می‌شویم. پسرم به دیدار صاحب حرم رفت

مظلومانه برای امنیت ما جان دادند

مامان رفتی گلزار شهدا دعا کن من شهید بشوم، گفتم: حرف نزن امیر، قسم داد، گفت: نه مامان تو را به خدا دعا کن من شهید بشوم، گفتم: باشه دعا می‌کنم بعد از ۱۲۰ سال شهید بشوی، بعد که رفتیم بهشت زهرا، رفتم سر مزار شهید رجایی، خودم هر وقت حاجتی داشتم متوسل می‌شدم به شهید رجایی، به شهید رجایی گفتم پسرم خواسته برایش دعا کنم شهید بشود، من هم این دعا را می‌کنم و به شما متوسل می‌شوم بعد از ۱۲۰سال با شهادت از این دنیا برود

پدرم جهادگر تبیین بود و شهید بصیرت و امنیت شد

وقتی فتنه‌گران پدرم را محاصره کردند، دوستانش آمده بودند او را به عقب ببرند، اما جمعیت فتنه‌گر به پدرم رسیدند و او را از پشت کشیدند و با ضربات متعدد چاقو، قمه و با گلوله به شهادت رساندند. جسمش را ارباًاربا کردند. ما پیکر بابا را ندیدیم

می‌گفت حالا وقت یاری حسین زمان است

ما ۱۴ سال در کنار هم زندگی کردیم و خدا سه فرزند به ما عطا کرد: ابوالفضل، فرزند اول متولد ۱۳۹۴ دانش‌آموز کلاس چهارم است؛ زینب فرزند دوم، فاطمه خانم کوچک‌ترین عضو خانواده که الان حدود یک سال و ۹ ماه دارد. مجید فوق‌العاده خانواده‌دوست و مهربان و صبوری‌اش مثال‌زدنی بود. با وجود تحصیلات عالی و شغل کارمندی، هر کاری را که به معیشت خانواده کمک می‌کرد با افتخار انجام می‌داد 

آخرین تماس یک ساعت قبل از آسمانی شدن او بود 

من زمانی که خبر شهادت همسرم را شنیدم، شب بعدش در تجمعات شبانه شرکت و برای مردم صحبت کردم. گفتم اتحاد خود را حفظ کنند. چون احساس کردم که مردم خیلی دل شکسته هستند. از اینکه بچه‌های مظلوم میناب به شهادت رسیدند و همچنین از نوع کیفیت و میزان مظلومیت ناو دنا کسی اطلاع نداشت، بنابراین خودم را موظف دیدم در جمع مردم صحبت کنم

نامش را آیت‌الله بهجت انتخاب کرده بود 

سه روز بعد از شروع جنگ و شهادت حضرت آقا بود که محمدحسین به شهادت رسید و به رهبر شهیدش پیوست. پسرم پای لانچر شهید شد و از چند و، چون شهادتش خیلی خبر نداریم. ۱۲ اسفند که محمدحسین به شهادت رسید، ما از قبل خودمان را آماده شنیدن این خبر کرده بودیم. چهار روز مانده به شهادتش، برادر شهید خواب دیده بود که محمدحسین شهید شده است