می‌گفت کشور به من نیاز دارد نمی‌توانم در خانه باشم

متین روحیه شوخ‌طبعی داشت. همیشه لبخند بر لب بود و با یک جمله ساده می‌توانست دل بقیه را شاد کند. همرزمانش می‌گویند در سخت‌ترین لحظات سربازی، متین حس و انرژی مثبت را به جمع بچه‌ها تزریق می‌کرد

متین روحیه شوخ‌طبعی داشت. همیشه لبخند بر لب بود و با یک جمله ساده می‌توانست دل بقیه را شاد کند. همرزمانش می‌گویند در سخت‌ترین لحظات سربازی، متین حس و انرژی مثبت را به جمع بچه‌ها تزریق می‌کرد

جوان آنلاین: برخی روایت‌ها از دل یک خانواده آغاز می‌شود، اما تصویری بزرگ‌تر از یک نسل را پیش چشم آدمی می‌گذارد. روایت پدر شهید متین بیات نیز از همین جنس است؛ روایتی از جوانی که در کوچه‌های ساده ازنا رشد کرد، با کتاب و ایمان قد کشید و در روز‌های سرنوشت‌ساز، مسئولیت را بر آسایش ترجیح داد.

متین که در نخستین روز‌های جنگ تحمیلی در مرخصی به سر می‌برد، خانه را ترک کرد و به محل خدمتش بازگشت؛ مسیری که سرانجام در ۱۲اسفند ۱۴۰۴ در سایت پدافندی ارتش در بندر امام‌خمینی (ره) به شهادت او انجامید و نامش را در کنار سربازانی نشاند که شجاعت را نه فقط در لباس، بلکه در انتخاب و عمل معنا کردند. روایت پدرانه شهید را پیش رو داریم:

علقه عجیب او به کتاب

متین در یکم دی‌ماه ۱۳۸۳ در شهرستان ازنا به دنیا آمد. ما خانواده‌ای ساده و متدین هستیم و او در همان فضای صمیمی و آرام خانه بزرگ شد. ازنا شهری است با مردمانی خونگرم و ساده‌دل و متین هم از همان کودکی در میان همین صفا و صمیمیت رشد کرد. از همان سال‌های اول زندگی، آرامش، صداقت و احترام در رفتار او دیده می‌شد؛ چیز‌هایی که برای ما خیلی زود نشان می‌داد چه روح لطیفی دارد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *