مادر شهید: وقتی پسرم ۱۷ سالش شد، در یزد زندگی میکردیم. متوجه شد که نیروی دریایی ارتش در حال استخدام نیرو است. با محمد رفتیم به دفتر استخدام نیروی دریایی. کمد ویترینی آنجا بود که داخلش کلاه و یونیفرم لباس نظامی گذاشته بودند. محمد سریع به طرف آن کلاه رفت و عکسش را انداخت. به من گفت: «مامان نگاه کن ببین چقدر خوشگل است و چه ابهتی دارد»
جوان آنلاین: در ۱۳ اسفند ماه ۱۴۰۴ و بعد از گذشت چند روز از جنگ تحمیلی رمضان، ناو دنای نیروی دریایی ارتش در راه بازگشت از رزمایش بینالمللی «میلان ۲۰۲۶» هند در حمله ناجوانمردانه ارتش تروریستی امریکا غرق شد. در این حمله ۱۰۴نفر به شهادت رسیدند و ۲۰نفر مفقودالاثر شدند. یک حمله ناجوانمردانه آن هم کیلومترها دورتر از صحنه درگیری و به شناوری که به دلیل شرکت در رزمایش، هیچ گونه مهماتی با خود نداشت، مصداقی از جنایت جنگی به شمار میرود. ناو استوار دوم محمد فتاحی کمسنترین قهرمان حاضر در این ناو بود که تنها ۲۰ بهار از عمرش میگذشت. در گفتوگو با پدر، مادر و خواهر شهید محمد فتاحی، نگاهی به زندگی این شهید دهه هشتادی جنگ رمضان انداختیم.
عباس فتاحی، پدر شهید
آقا محمد فرزند چندم شما بود؟
من دو فرزند دارم که محمد فرزند دومم بود. متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۴ در شهرستان فسا از توابع استان فارس بودند. چند سالی میشد که به عضویت نیروی دریایی ارتش درآمده بود و خواست خدا بود در همین رخت نظامی ارتش به شهادت برسد.
چطور شد آقا محمد با این سن کم علاقهمند جذب در نیروی دریایی ارتش شد؟
محمد مانند بچههای دیگر در دنیای بچگی خودش اهل شیطنت و شلوغ کاری بود. از طرفی هم بچه بسیار زرنگ و باهوشی بود و اهل رفتن به مساجد و پایگاههای بسیج بود. وقتی به سن نوجوانی رسید، در این سن هم بچه دلسوز و زحمتکشی بود و در کارهای کشاورزی به من کمک میکرد. قبل از آخرین مأموریتش هم محمد در بذر ریختن و در کار کشاورزی به من کمک کرد. پسرم وقتی که موفق شد تحصیلات دبیرستانیاش را در رشته مکانیک تمام کند، به من گفت دوست دارم در نیروی دریایی ارتش استخدام شوم. ما هم در این هدفی که انتخاب کرده بود کمکش کردیم، یعنی در هر کجا که نیاز بود همراهش بودیم و باهم میرفتیم تا بتواند به هدفی که دوست دارد برسد. شهید برای رسیدن به این کاری که انتخاب کرده بود و واقعاً از ته دل علاقهمند بود خیلی تلاش میکرد. پسرم بچه سربه زیر و حرفگوشکنی بود. با اینکه ۲۰ سال سن داشت، ولی غیرت یک مرد جاافتاده را داشت. برای خودش مردی بود و به جرئت بگویم کمسنترین عضو ناو دنای ارتش بود، ولی مانند دیگر همکارانش رشید و بزرگ شده بود. محمد طی دوره استخدامش، آموزشی سخت را پشت سر گذاشت و بعد برای فعالیت در ناوگان یکم بندر عباس اعزام شد. این سری آخر هم به رزمایش صلح و دوستی میلان ۲۰۲۶ هند دعوت شده بود. به نظرم اسم این سفر را باید گذاشت سفر دشمنی میلان ۲۰۲۶. چون سفری بود که باعث شد ارتش تروریستی امریکا آنها را به شهادت برساند.
