برچسب شهادت

علی هم به جمع شهدای خاندان ما اضافه شد

پسر شهید الان دانشجوست و دخترش هم کلاس ششم. علی خیلی رابطه نزدیکی با فرزندانش داشت و آنها هم پدرشان را خیلی دوست داشتند. کلاً شهید آدم خوش‌اخلاقی بود و در اداره هم کار همه را راه می‌انداخت. مراجعان تعریف می‌کردند هر وقت کارمان لنگ می‌شد، می‌گفتیم فلان کارمند آدم خوش‌اخلاقی است، کارمان را به او بگوییم حل می‌کند

می‌گفت «در وطن و به دست اسرائیلی‌ها به شهادت می‌رسم» 

محمد می‌گفت: «باید مثل شهید حججی و شهید حاج‌قاسم، خون ما جریان‌ساز باشد. الحمدلله در همین جنگ ۱۲ روزه دیدیم که خون این شهدا واقعاً جریان‌ساز شد و خیلی از مردم بیدار شدند.» خدا را شکر، همانطور که محمد همیشه می‌خواست، خونش اثرگذار بود

شهادت در منا پاداش یک عمر تکاپوی مؤمنانه

روز‌هایی که بر ما گذشت، نشان از حادثه دلخراش شهادت حجاج بیت الله الحرام در منطقه منا داشت. در این فاجعه بسا زائران خانه خدا که در میان آنان برخی علما، نخبگان و مسئولان نیز حضور داشتند و مظلومانه به شهادت رسیدند. شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج‌شیخ محمدصادق اخوان در عداد این چهره‌ها به شمار می‌رود که سوابق انقلابی و خدمات وی، چندان برای عموم تبیین نشده است. مقال پی آمده سعی دارد شاخص‌ترین فراز‌های حیات وی را مورد اشارت قرار دهد. امید آنکه تاریخ‌پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

قبل از شهادت گفت: سربازی من هم به آخر رسید

همکاران پدرم می‌گویند در آن روز اغتشاشگران زیادی در محل حضور داشتند. همکار بابا، شهید محمد همتی جلو می‌آید و پدرم را سوار موتور می‌کند تا با هم برگردند. اما ناگهان اغتشاشگران موتور آنها را زمین می‌زنند و بعد هم آن وحشیگری‌های داعش گونه‌شان را انجام می‌دهند 

می‌گفت: شهادت برای ما امنیت برای مردم

سجاد خادم امام‌رضا (ع) بود. همیشه به خانمش می‌گفت اگر روزی شهید شدم، مرا به حرم امام‌رضا (ع) ببرید. خودش آخر هر ماه حتی اگر حدود ۴۸ ساعت وقت داشت به زیارت امام‌رضا (ع) می‌رفت. وقتی به شهادت رسید طبق وصیتش پیکرش را به حرم امام‌رضا (ع) بردیم و به همراه شهدای مشهد تشییع شدند؛ یک شب در حرم ماند و بعد پیکرش برگشت

من شهید می‌شوم و تو دلتنگم می‌شوی!

الله‌اکبر، اذان ظهر روز ۱۱ اسفندماه، اولین پیکر از زیر آوار بیرون آوردند، ناخودآگاه داد زدم: «این عطیه است!» همه گفتند: «از کجا می‌گویی؟» گفتم: «عطیه نماز اول‌خوان بود. عطیه تا اذان پخش می‌شد، سجاده‌اش را پهن می‌کرد و به نماز می‌ایستاد. بین ما معروف شده بود.» پیکر را نشانمان دادند، حدسم درست بود؛ عطیه بود، بی‌سر و بعد هم پیکر بعدی را بیرون آوردند؛ او خواهرم طاهره بود

مبتکر دکترین آفندی با حملات برق‌آسا

خود شهید موسوی در خصوص آماده‌سازی نیرو‌های مسلح پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، تحلیل جالبی ارائه داده بود. این سخنان او روز ۱۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ و به مناسبت سالروز ورود تاریخی حضرت امام بیان شده بود. این تحلیل را باید یکی از آخرین سخنرانی‌های شهید موسوی بدانیم که دورنمای جنگ تحمیلی رمضان را به خوبی توصیف کرده بود.

هیئتی‌ها با غسل شهادت به معراج رفتند

بچه‌ها که کم‌سن‌وسال و جوان بودند، آنقدر شلوغ می‌کردند که کار به آمدن رئیس قطار می‌کشید. در تمام سال‌هایی که مشهد می‌رفتیم به یاد ندارم که حتی یک بار رئیس قطار را ملاقات نکرده باشیم! یک شب که در کوپه قطار طبق معمول شیطنت می‌کردیم، چراغ‌ها را خاموش کردیم. شهید غدیری پای تک تک بچه‌ها را به عنوان زائران آقا امام رضا (ع) بوسید