ما ۱۴ سال در کنار هم زندگی کردیم و خدا سه فرزند به ما عطا کرد: ابوالفضل، فرزند اول متولد ۱۳۹۴ دانشآموز کلاس چهارم است؛ زینب فرزند دوم، فاطمه خانم کوچکترین عضو خانواده که الان حدود یک سال و ۹ ماه دارد. مجید فوقالعاده خانوادهدوست و مهربان و صبوریاش مثالزدنی بود. با وجود تحصیلات عالی و شغل کارمندی، هر کاری را که به معیشت خانواده کمک میکرد با افتخار انجام میداد
جوان آنلاین: «من به یک نکته همیشه باور داشتم؛ اینکه اگر همراهی و صبوری همسر نباشد، شاید رسیدن به چنین مقامی برای یک مرد ممکن نشود. همانطور که گفتهاند: «از دامن زن، مرد به معراج میرود.» من سعی میکنم در ادامه زندگی، همان چیزهایی را که او دوست داشت در خانه و زندگیمان باشد، حفظ کنم و کارهایی را که میدانم از آنها ناراحت میشد، انجام ندهم. انگار معیار انتخاب سبک زندگیام، سلیقه و رضایت اوست. همسر من واقعاً تمام دارایی من بود؛ این را از صمیم قلب میگویم. زندگی ما روی مادیات بنا نشده بود. خیلی ساده زندگی میکردیم و من خوشحال بودم که کنار یک مرد با ایمان، پاک و اهل خدا زندگی میکنم. وقتی شهید شد، رو به خدا گفتم: «خدایا! تو شاهد باش، من تمام داراییام را در راه دینت دادم.»
متن پیشرو واگویههای همسری است که با افتخار همه آنچه را که داشت تقدیم اسلام و وطن و رهبرش کرد. بانویی که همان ابتدای همکلامیمان بیهیچ سؤالی رفت سراغ خوبیها و خلقیات شهیدی که در جنگ رمضان به شهادت رسید؛ با هم بخوانیم.
سادهزیست و ولایتمدار
من فروزان رستمی، همسر شهید مجید اردشت هستم. من اهل کازرون و همسرم اهل داراب استان فارس است. ما با هم نسبت فامیلی نداشتیم و سال ۱۳۹۲ از طریق یکی از دوستان دوران دانشجویی به هم معرفی شدیم. همه چیز خیلی سریع و ساده پیش رفت؛ تقریباً یک ماه بعد از آشنایی عقد کردیم و هشت ماه بعد هم زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.
