برچسب شهادت
ایرج را غسل ندادند!
در و دیوار پرچم و پارچه عزا بود، اما ما شاد بودیم. با شادی بچگانهای گفتم: «ایرج زندهست. نامه فرستاده». توی نامه نوشته بود: «اگر من شهید شدم ناراحت نباشید. این راهی است که سعادت من در آن است. بچههایم را به خدا میسپارم. خدا بیشتر از من مراقب آنهاست...» در آخر هم نوشته بود دعا کنید اسیر نشوم
شب تاسوعا با شهادت همسرم عاشورایی شد
شب تاسوعای بهمن ۱۳۸۴ همسرم در درگیری با سارقان مسلح به شهادت رسید. او با شهادتش تاسوعای ما را تبدیل به عاشورا کرد. سارقان که سابقه کلاهبرداری داشتند از خیابانهای خلوت در شب تاسوعا استفاده میکنند و وارد طلافروشی میشوند. میخواستند با تراول جعلی خرید کنند که طلافروش متوجه میشود و به آقای قاسمی که در کانکس نیروی انتظامی مستقر بود زنگ میزند
دست نوشتههایی که مهمترین اسناد دفاع مقدس شد
سردار «غلامرضا صالحی» به مطالعه و نوشتن بسیار علاقه داشت و همیشه خاطرات خود را مینوشت؛ دست نوشتههای وی بیاغراق از مهمترین اسناد مربوط دفاع مقدس است.
سیدتقی به ما میخندید و ما برایش گریه میکردیم!
یادم است شهید پهلوان روز شهادت سیدتقی موسوی میگفت شهید موسوی الان آن دنیا دارد به ریش ما میخندد و ما اینجا داریم برای او گریه میکنیم. وقتی خبر شهادت شهید پهلوان را شنیدم عین آن جمله را من برای ایشان گفتم
جانش را فدای حفظ ناموس و امنیت کرد
در گوشه گوشه خانه صدایش را میشنوم. صدای خندههایش را صدای حرف هاوگفتههای ناتمامش را، صدای دلنشینی که هر روز اسم مرا صدا میزد. جای خالیش را میبینم که باعکسهایش پر شده. خانه درنبودش بوی غربت میدهد. بوی بیکسی، بوی تنهایی، بوی غم و بوی روزهای خوشی که او در کنارمان بود و اکنون دیگر نیست. چقدر غریب است. این خانه خانهای است که دیگر او را ندارد. خانهای که پر از یاد و خاطره اوست. به راستی روزگار چقدر نامرد است که تلخیاش را با گرفتن عزیزانمان نشان میدهد. داغ نبودنشان را تا نفسهای آخر بر دلمان میگذارد و ما را با کوله باری از غم در بیابانهای زندگی رها میسازد. اولین سالروز شهادتت مبارک همسر خوبم.
