برچسب شهادت
آرامش جانباز گمنام نیاوران در بهشت ۴۲
تکهای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
بعد از شنيدن خبر شهادتش ديگر نفهميدم چه شد؟ با آن وضعيت بارداري خيلي سخت بود. خدا براي هيچ زني نياورد. خيلي اذيت شدم تا اينكه اميرحسام به دنيا آمد. زندگيام بهتر شد. همش ميگفتم اگر اميرحسام نبود، من و اميرعلي چطور بايد زندگيمان را ادامه ميداديم؟!
شهادت محمد ۱۰ ساله تأثیر عمیقی روی مردم گرگان گذاشت
شهادت برادرم در آن مقطع که ابتدای جنگ تحمیلی بود، بازتاب بسیار زیادی بین مردم پیدا کرد. خصوصاً آنکه تشییع پیکر برادرم مصادف با برگزاری روز قدس بود. هشتم مرداد که محمد شهید شد، اواخر ماه رمضان بود. پیکرش در بیمارستان جاجرود بود و امام جمعه وقت آقای نورمفیدی خیلی تلاش کرد پیکر شهید در روز راهپیمایی قدس به گرگان برگردد
علیرضا دلبسته شهدا به ویژه حاج قاسم بود
۴۵ روز پیش از شهادتش مغازه باتریسازی و تنظیم موتوری اجاره کرده و کلی وسیله برای مغازهاش خریده بود. خیلی دوست داشت مغازه باتریسازی و تنظیم موتوری که راه انداخته بود رونق بگیرد. میخواست روی پای خودش بایستد و کمک خرج خانواده باشد
بعد از ۱۱ روز تنها چند تکه استخوان برگشت
بعد از شهادت آقا محمد آنقدر مبهوت بودم که ۴۰روز نتوانستم حرف بزنم و گریه کنم. روز چهلم محمد وقتی سنگ مزارش را گذاشتند، به گلزار شهدا رفتیم. همین که چشمم به عکس محمد روی سنگ مزار افتاد، ناخودآگاه فریاد کشیدم و با صدای بلند گریه کردم. دیگر مطمئن شدم که او رفته و هرگز باز نمیگردد. تا قبل از دیدن این تصویر، امید داشتم برگردد
سنگر علیاصغر محل نمازشب دوستانش شده بود
برادرم برای اعزام به جبهه، شناسنامهاش را دستکاری کرد و سنش را بالا برد. آنقدر با مهارت این کار را کرد که اصلاً مشخص نبود. در جبهه، چون مداح بود و کارهای فرهنگی میکرد، چادر محل اسکانش محل نماز شب رزمندهها شده بود. آنجا زیارت عاشورا میخواندند و علی اکبر هم مداحی میکرد
آقای شهید ایران کربلایی میشود
زیارت کربلا حسرت آقای شهید ما بود؛ آقایی که همچون مولایش علی (ع) در ماه رمضان و همچون جدش حسین (ع) تشنه لب به شهادت رسید
