برچسب دریا قدرتی پور

کابوس پلاسکو در قلب نصف جهان

رهگذران میدان امام علی(ع) روحشان هم خبر ندارد یکی از این روزها ممکن است یکی از پاساژهای قدیمی اصفهان ، نقش پلاسکو را ایفا کند. حوالی چهارراه ابن سینا، کمی جلوتر از ردیف مغازه هایی که سایه به سایه هم چیده شده اند، غول خفته ای است که اگر یک روز تصمیم بگیرد آوار شود، تصویر دردناکی را رقم خواهد زد.

میهمانان ناخوانده در مدرسه کَرَسگان همچنان جا خوش کرده اند

گزارشی در روزنامه عصر اصفهان به تاریخ 23 خرداد سالجاری منتشر شد که درباره مدرسه ای در روستای کرسگان به چاپ رسید. مدرسه ای با ۳۰ سال سابقه ساخت و با مساحت ۱۷۰۰ متر با ۶ کلاس که حدود ۲۴۰ دانش آموز را در خود جا می داد. مکانی که در ابتدا با نام مدرسه راهنمایی پسرانه عمار یاسر شناخته می شد و بعد تبدیل به دبیرستان پسرانه دوره اول و دوم به نام مولوی شد،اما بعدها به علل مختلف از جمله فرسودگی تغییر کاربری داد و به پارکینگ تبدیل شد. این گزارش بازتاب های بی شمار داشت؛ از جمله اعتراض متولیان آموزش و پرورش این منطقه. خبرنگار ما  این بار سراغ اهالی این روستا رفته تا از زاویه ای دیگر و از زبان اهالی این روستا مشکل را جویا شود.

کوچ اجباری بیگانه‌ها

ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه صبح است. تاکسی جلوی کارخانه قند می‌ایستد. مقصدمان زیاد معلوم نیست. تنها چیزی که می‌دانیم این است که قرار است به محل متکدیانی برویم که از پاکستان آمده‌اند. راه‌بلدمان خیلی‌وقت‌پیش تعقیبشان کرده و در جایی در حاشیه اصفهان پاتوقشان را پیدا کرده است. هوا هنوز گرگ‌ومیش نشده و توی دل تاریکی می‌رانیم.

«بو، صدا و لامسه»؛ زندگی با چشمان بازِ بسته

پُشت آن مردمک های ساکن و ساکت که خیره شده اند به محلی نامعلوم، «فریبا» کلی رنگ می بیند، دست می کشد به کُرک های آویخته بر دار قالی، می شمارد و خفت می زند. رنگ ها منظم کنار هم چیده شده اند و از بین آنها اسلیمی تازه ای سربرآورده است.

قهر کوچه های آشتی کنان با اصفهان

خیلی وقت است کوچه های آشتی کنان در اصفهان به خاطره ها پیوسته، سرنوشتی تلخ برای بافت هایی که حالا تعدادشان به بیش از 600 باب رسیده است؛ اماکنی که گاهی در سکوت و تاریکی شب به تَلی از خاک تبدیل می شوند.

ازکافه و کتاب تا کافه ولپ تاپ

چند دهه پیش وقتی حسن قهوه چی، چای قند پهلو می داد دست مشتری و فنجان های قهوه اش هم همیشه از سینه چاک ها و طرفدارهای این نوشیدنی تلخ استقبال می کرد؛ هیچوقت فکرش را هم نمی کرد که روزگاری برسد که دیگر نه نقشی نه از آن صندلی های ساده فلزی ساده بماند و نه آدم های روشنفکری که در دل کافه او هر کدامشان برای خودشان کسی شدند.

برگ‌های زرین در دست معلولان

امروز تندیس برگ‌های زرین هفتمین دوره جشنواره ملی رسانه‌ای معلولان در گوشه‌ای از سالن هتل سپاهان اصفهان به انتظار نشسته تا هر کدام از این برگ‌های زرین، وارد خانه یکی از برندگان شود. این جشنواره که از شهریور ماه 97 اولین اختتامیه اش را به چشم دید، حالا در آستانه برپایی هفتمین فصل خود، به گفته منصور گلناری، دبیر این جشنواره، در مقایسه با دیگر دوره‌ها با استقبال زیادی روبه‌رو شده و بخش های دیگری هم به آن اضافه شده است.