چند دهه پیش وقتی حسن قهوه چی، چای قند پهلو می داد دست مشتری و فنجان های قهوه اش هم همیشه از سینه چاک ها و طرفدارهای این نوشیدنی تلخ استقبال می کرد؛ هیچوقت فکرش را هم نمی کرد که روزگاری برسد که دیگر نه نقشی نه از آن صندلی های ساده فلزی ساده بماند و نه آدم های روشنفکری که در دل کافه او هر کدامشان برای خودشان کسی شدند.
