برچسب دریا قدرتی پور

تبر خشکسالی، بر گردن درختان اصفهان

در طول خیابان اردیبهشت که یکی از قدیمی ترین خیابان های اصفهان است و به زیبایی درختانش شهرت دارد؛ چند سالی هست که کارگران مشغول کارند؛ عده ای پای چنارها را خالی می کنند، عده ای اره به دست مشغول حرس شاخه های فرتوت و باقیمانده درختان پیر هستند و عده ای هم مشغول بریدن درخت های نازینی که این روزها دیگر جانی برای ماندن ندارند.

 کودکانی که از خاک نان درمی‌آورند

 روی بلندی حاشیه شهر، کُپه کُپه خاک دل داده و بیرون زده ؛ بیش از 300 کوره، در چند کیلومتری حاشیه شهر آجرها نان می شود. چشم که بدوزی در دل این قبرستان متروک، سایه‌هایی هستند که در داغی آفتاب قد کشیده‌اند. برای رفتن به سمت کوره ها از میان‌بر به خاکی می‌زنیم؛ جایی که توده‌ای از خاک و زباله انباشت شده و همسایه دیواربه‌دیوار کوره‌های آجرپزی بدقواره و توسری‌خورده است. از قاب پنجره‌ها و درها تنها سوراخ‌هایی باقی‌مانده است که پیکر مچاله‌شده‌ای را به یادت می‌اندازند.

اصفهان شهر خورشیدی می شود

مهدی بقایی، معاون محیط زیست و خدمات شهردار اصفهان در سی و پنجمین برنامه به احترام اصفهان که در تالار هنر اصفهان برگزار شد بیان کرد: چهارمین مانور شهرداری با همکاری شرکت توزیع برق در حالی برگزار می شود که تامین 10 درصد برق مصرفی شهرداری اصفهان از انرژی خورشیدی است.

دخانیات در نخ نوجوانان اصفهانی

آخرین عددهای مربوط به مصرف دخانیات در اصفهان به سال 1400 برمی گردد. بعد از این سال هنوز تحقیقات آماری درباره جوانانی که سیگار مصرف می کنند انجام نشده اما شواهد نشان می دهد که هر روز بر تعداد مصرف کنندگان افزوده می شود.

جای خالی آب در اصفهان

آفتاب مرداد تیز می تابد و انگار نه انگار که اینجا در پهنه وسیع زاینده رود؛ زمانی رودی جاری بوده؛ رود، خشک و ساکت مثل یک دره کوچک دنباله دار جای خالی آب در اصفهان را خوب نشان می دهد. زاینده رود حالا شیاری از خاک و سنگ شده که نه خبری از آب دارد و نه از آبادی.

تب بالای 40 درجه اصفهان

عنقریب است که در این گرما بسوزم؛ نه فقط ما که بیشتر شهرهای ایران انگار در تنور تابستان در حال پخته شدن هستند. بنابرپیش بینی ها قرار است این گرمای بی حد و حصر تا پایان مرداد میهمان اصفهان باشد.

چیپس ها به جای تیترها روی دکه های مطبوعات

جعبه های فلزی توی چهارباغ تا چند سال پیش برای خود برو و بیایی داشتند؛ روزنامه هایی که در ویترین این اتاقک های کوچک عابران را متوقف می کرد تا دمی بایستند و تیترهای روزنامه ها را نگاه کنند. حتی گاهی جلوی این دکه های مطبوعاتی صف کوچکی از مشتاقان شکل می گرفت.