برچسب دریا قدرتی پور

 زاینده‌رود خشک، دل ورزنه را خون کرد

از اولین روزهایی که تیغ گرما باتلاق گاوخونی را 100 در صد خشکاند، زمین ورزنه خیلی کم روی آب به خودش دید. مسیر تالاب که بومی‌ها نامش را خشک‌رود گذاشته‌اند، دریغ از نم یا یک چاله کوچک آب، حس برهوت دارد؛ برهوتی سخت بی‌آب و علف.

بازی با خون

رَد سرخ غروب خورشید بین ساختمان های بلندبالای متروپل مثل خط های کج و معوج و سرخ روی بازوی النا است. دختر 14 ساله، آستینش را می کشد بالا تا ردهای نامنظم روی دستش را نشان دهد.

رگ های حیاتی نصف جهان خشک شده اند

مادی های اصفهان این روزها تشنه و خاموش شده اند. ترک های بزرگ در دل رگ های حیاتی اصفهان و داغ گرما 270 کیلومتر و 11 رشته مادی را که شاهرگ های اصفهان را تشکیل می دهند را تهدید می کند.

اصفهانی هایی که نصف جهان را نمی شناسند

اصفهان تنها شهری است که در ایران، رنگ و بوی خاص و کشش خاصی دارد. شهری تاریخی با هویتی خاص با آثاری که شاید نظیرش در هیچ کجا نباشد، خصوصیات معماری که منحصر به فرد است،هویتی که هر جا قدم بگذاری آن را می بینی، اما خیلی از اصفهانی ها اصفهان را نمی شناسند.

ترس از فروچاله ها

10 تا صفر بزرگ در کارنامه 1403 اصفهان؛ باز هم این شهر را در فهرست شهرهای پرحادثه به خاطر شبکه های فرسوده فاضلاب قرار داده است؛ دایره های توخالی که هر بار در یکی از خیابان های اصفهان دهان باز کرده اند. مغازه دارهای خیابان نظر دیگر برایشان تکراری شده، ولی این تکرارها باعث نشده که این اتفاقات برایشان عادی شود؛ مردم این منطقه و مناطق دیگری که هر بار این حوادث را به چشم می بینند؛ وحشت زده اند.

در انتظار گودو در غروب غم انگیز مرداویج

فضای کافه پر شده از قطعات کوچک تزیینی، هر کدامشان معنای خاصی به دیوارها بخشیده از تابلوهای سبک های مختلف تا اشیا مختلف. کافه هایی که این روزها معماری و سبک چیدمانشان با عنوان «مینی مال» یا ساده شناخته می شوند. اصطلاحی که به تازگی با منوهای ساختگی برخی از کافه ها همخوانی عجیبی دارد. اگر«موکا»، «اسپرسو»، «قهوه ترک» و «قهوه فرانسه» که هر کدامشان همان قهوه معمولی به اضافه آب کمتر یا بیشتر و یا اضافه شدن شیر به دست می آید؛ کنار بیایی، این روزها کافه ها پا را فراتر گذاشته اند و دمنوش هایشان را با اسامی عجیب و غریب عرضه می کنند.