برچسب مدافع وطن

عباس حاضر بود از جانش بگذرد، اما از بیت المال نه!

عباس در بخشی از وصیتنامه‌اش نوشته بود: «عروسی من در جبهه و «عروس» من شهادت است. با صدای غرش توپ، تانک و خمپاره و بارش نقل‌های سربی بر سرمان عقد من را در آسمان‌ها می‌خوانند و ثمره این وصال عاشقانه، فرزندم «آزادی» است که به شما می‌سپارم.»

می‌گفت همه زندگی‌ام فدای رهبر، کشور و مردمم

او زیارت عاشورا را خیلی دوست داشت. خودش هم صوت زیبایی داشت. همیشه از او می‌خواستم برای‌مان زیارت عاشورا بخواند. حالا وقتی خیلی دلتنگش می‌شوم برایش زیارت عاشورا می‌خوانم گاهی خودم را به گلزار شهدا می‌رسانم و کنار مزارش می‌نشینم و دلتنگی‌هایم را با او زمزمه می‌کنم

حاج حمید دلتنگ دوستان شهیدش بود

چهارم اسفند ۱۳۹۱ که حاج حمید در کسوت مدافع حرم به شهادت رسید، خیلی از مردم حتی خبر نداشتند که چنین جبهه‌ای وجود دارد. حاج حمید، اما مرد جبهه و جهاد بود. نه به تازگی که او از دوران دفاع مقدس رخت رزم به تن کرده و ماه‌ها در مناطق عملیاتی جنگ تحمیلی حضور یافته بود

پدرم مزد شب‌زنده‌داری را کنار شهدا گرفت

صبح بود که به خانه رسید. هوا هنوز تاریک بود. در را زد و من رفتم که در را باز کنم، دیدم همان جا پشت در روی زمین خانه خوابیده است. دستش را گرفتم و آوردم داخل. پوتین‌ها را که از پایش درآوردم متوجه نشد. هر طور بود او را به داخل اتاق بردم و سر جایش خوابید. آنقدر در طول روز دوندگی و کار می‌کرد که نمی‌دانست چه زمانی خوابش برده است. وقتی به این خاطره فکر می‌کنم می‌گویم، پدرم نمونه آن فرموده‌ای است که می‌گوید: بسیجی آن است که نخوابد، بلکه از شدت خستگی به خواب برود

او شهادتش را از شهید یدالله قاسم‌زاده گرفت

شهید محمدهادی حاج‌رحیمی سال ۷۲ یا اوایل سال ۷۳ وارد نیروی قدس شد؛ و تمام این تجاربی که در این مدت جمع کرده بود، در طی دوران دفاع مقدس با خود به نیروی قدس برد. او با آن مدیریت قوی که داشت شروع کرد به کار و انجام مسئولیت‌های سنگین. انصافاً هم بسیار عالی کار کرد. سردار حاج‌قاسم سلیمانی کسی نبود که با هر فردی بتواند کار کند، یعنی اگر می‌دید آن طرف توانایی ندارد بدون هیچ تعارفی با آن نفر کار نمی‌کرد و مسئولیتی به او نمی‌داد. اما شهید حاج‌رحیمی مسئولیت‌های مختلفی را گرفت و در نیروی قدس هم واقعاً خوش درخشید

گفت‌وگویی به یاد شهید محمدرضا زاهدی/ کم‌حرف‌ترین و پرعمل‌ترین فرمانده بود

شهیدمحمدرضا زاهدی از فرماندهان مقتدر و میدانی دوران دفاع مقدس بود. او ویژگی برجسته‌ای داشت که در لحظات حساس، به‌ویژه زمانی که خط مقدم عملیات شکسته می‌شد، شخصاً در منطقه حاضر می‌شد و تصمیمات مهم را در میدان اتخاذ می‌کرد. این نوع فرماندهی که حاج‌قاسم سلیمانی نیز به آن اشاره کرده است، نشان‌دهنده روحیه پیشرو و حمایتگر او بود، به‌جای اینکه نیرو‌ها را تنها به جلو هدایت کند، خود در صف مقدم حضور داشت و با گفتن «ما هستیم، شما هم بیایید جلو»، انگیزه و اعتماد به نفس را در میان رزمندگان تقویت می‌کرد

برای او شهادت خاتمه پاسداری از اسلام و انقلاب بود

‌می‌گفت: «برای یک پاسدار انقلاب شرم است که در بستر بیماری از دنیا برود. ما که مرید امام و رهبری هستیم و لباس رزم بر تن داشته‌ایم باید همچنان پا در رکاب بمانیم و از این سفره پر نعمتی که در جبهه مقاومت پهن شده نهایت بهره معنوی را ببریم.» برای او شهادت خاتمه پاسداری از اسلام و انقلاب بود. وقتی حرف‌های او را برای خود مرور می‌کنم، می‌بینم همسرم همان حرف‌هایی را بر زبان جاری می‌کرد که من در بسیاری از کتاب‌ها و خاطرات شهدا خوانده و شنیده بودم