زبان نظم؛ سلاح مردم در خیابان
یکزمان بحث درباره علومانسانی ایرانیاسلامی مطرح بود. استاد ما میگفت اگر به دنبال این مضامین هستید، باید به ادبیات ایران نگاه کنید.
یکزمان بحث درباره علومانسانی ایرانیاسلامی مطرح بود. استاد ما میگفت اگر به دنبال این مضامین هستید، باید به ادبیات ایران نگاه کنید.
زمان به عقب برمیگردد. انگار به دوران اردوهای مدرسه برگشتهایم. کنار خیابان منتظریم تا بهمحض رسیدن اتوبوس، اولی باشیم و جای خوبی گیرمان بیاید. خانم مسئول گفته ساعت هشت شب کنار مسجد انقلاب باشید؛ ولی اتوبوس 8:35 میرسد.
در روزهای عادی زندگی، خیابان اغلب بهعنوان زیرساختی برای حرکت و ارتباطات اقتصادی یا اجتماعی در نظر گرفته میشود؛ اما درشرایط استثنایی مانند جنگ یا بحرانهای عمیق اجتماعی، ماهیت خیابان دگرگون میشود؛ خیابان دیگر تنها مسیری برای عبور نیست، بلکه به «رسانهای زنده» و «پلتفرم بیان» تبدیل میشود.
مراسم «چهلم» رهبر شهید، در میدان امام خمینی (ره)، جای سوزنانداز نیست؛ به خصوص در مقابل جایگاه و روبهروی مسجد شیخ لطفالله؛ پاتوقی که سالها پیش، محل جمعشدن فرهنگیهای اصفهان بود و حالا غرفههای نهادهای فرهنگی را هم در خودش جایداده است.
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، موکب یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر اصفهان. ساعت ۲۳:۲۶ عکس را ثبت میکنم.
یازدهم اسفند، دومین شبی است که خبر شهادت رهبر اعلام شده. حوالی ساعت ۸:۳۰ شب به چهارراه نظر میرسم. فضای مستطیلشکل میان چهارراه بسته شده است و مردم آن میان ایستادهاند.
از عنوان کار معلوم است که میخواهم چه بگویم؛ من مهمان یک جشن «عبادت» شده بودم. شاید ظاهر کار تفاوت چندانی با جشن تکلیف زمان خودم نداشت؛ همان تزیینات و مهمانها که نهایتا کمی بهروزتر شده بود؛ اما خب من هیچوقت مجری جشن تکلیف نداشتم.
مراسم معنوی اعتکاف در سالهای اخیر با پدیدهای پرشور به نام «اعتکاف نوجوانانه» و بهطور جزئیتر «اعتکاف دانشآموزی» گره خورده است؛ پدیدهای که موجی از گفتوگوهای جدی را در میان متولیان و متصدیان امر برانگیخته است.