انتقام؛ یک واژه و چند روایت
«انتقام» واژهای است که دستکم در یکی دو هفته اخیر زیاد شنیدهایم. آنقدر زیاد که حتی گاهی به بحث و درگیری میان گروهها هم منجر شده و در نهایت باعث جذب یا طرد چهرهها از جریانهای مختلف شده است.
«انتقام» واژهای است که دستکم در یکی دو هفته اخیر زیاد شنیدهایم. آنقدر زیاد که حتی گاهی به بحث و درگیری میان گروهها هم منجر شده و در نهایت باعث جذب یا طرد چهرهها از جریانهای مختلف شده است.
شاید اگر کسی تنها نتیجه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ را ببیند، تصور کند آنچه یکشنبهشب رخ داد، صرفا قهرمانی یک تیم فوتبال بود؛ اما واقعیت این است که جهان، بیش از آنکه شاهد یک مسابقه صد و بیست دقیقهای باشد، نظارهگر تقابل دو روایت از نظم جهانی بود.
اگر مبدا را دهم اسفند ۱۴۰۴ بدانیم، به دهم مردادماه که برسیم، بیش از ۱۵۰ شب است که جامعه ایرانی با یک پدیده نوظهور مواجه شده است؛ برپایی داربستهایی که سازهای خیابانی را تداعی میکنند و عموما با ارائه خدماتی همراهاند؛ مثل پذیرایی، پخش موسیقی، امانتِ پرچم و پلاکارد.
بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، یکی از استادان به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید بنویسید، نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.» بر همین اساس، در صفحه «کانونها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیدههایمان هستیم.
جنگها معمولا با تصاویر میدان نبرد شناخته میشوند؛ با حملههای نظامی، موشکها، فرماندهان و خطوط درگیری. اما تجربه جنگهای طولانی نشان داده است که سرنوشت یک جنگ تنها در میدان نظامی رقم نمیخورد.
ایام عزاداری شیعیان در ماه محرم و صفر امسال، درحالی سپری میشود که با همه سالهای گذشته متفاوت است. ما در سالهای اخیر مواجههای مستقیم با جنگ نداشتیم و شاید هیچ موقع فکرش را هم نمیکردیم که رهبر انقلاب، فرماندهها و مردم کشورمان به چنین شکلی شهید شوند.
حقیقت امر این است که تا الان نشمردهام چندبار عازم پیادهروی اربعین شدهام، شاید نزدیک به 10 بار یا بیشتر. به واسطه همین رفتوآمدها و البته آن تعاملدوستی بالایی که همواره داشتهام، آنقدر دوست و آشنا در سرزمین عراق پیدا کردهام که دیگر برایم سرزمینی غریبه نیست.