عطرِ «آقا»خوانی طعمِ گفتوگو
خانه «امیرقلی امینی» برای من یادآور جلسههای زنانهای است که کسی ورای دیوارهای خانه از آن خبر ندارد.
خانه «امیرقلی امینی» برای من یادآور جلسههای زنانهای است که کسی ورای دیوارهای خانه از آن خبر ندارد.
رسانه که در ابتدا قرار بود به رشد و آگاهی ما کمک کند، اکنون به صنعتی تبدیل شده که نه تنها آگاهی ما را به سخره میگیرد، بلکه همه هست و نیستمان را هم خرج خودش میکند. این گزاره اگرچه بسیار صریح، تلخ و کوتاه است، قابل کتمان نیست. این روزها جذب «توجه» مخاطب راه پرسودی است که جیب رسانهها را پر میکند و البته که لزوما صرف تولید محتوا دیگر تضمینی برای دیدهشدن نیست.
سه ماه پیش بود که در گزارش «بازگشت به خانه» با نیما ذاکر عاملی، دانشجوی دکتری تاریخ قرون وسطی در دانشگاه ینا آلمان، صحبت کردیم.
اصفهان، شهری که بخشی از تاریخ نساجی و پوشاک ایران را در خود جای داده، حالا قرار است میزبان چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر باشد؛ رویدادی که پس از ۱۳ دوره برگزاری، دوباره از تهران فاصله گرفته و در کنار نخستین هفته مد و لباس، در اصفهان برگزار میشود.
تجمعات شبانهای که از اسفند سال گذشته آغاز شد، حالا پس از گذشت حدود شش ماه همچنان ادامه دارد؛ تجمعاتی که حضور زنان در آن به شکل محسوسی پررنگ است. همین حضور پررنگ، یک پرسش مهم را پیش روی ما قرار میدهد: آیا میتوان میان این تجمعات خیابانی و «زنانگی» نسبتی برقرار کرد؟
تربیت قاری نوجوان، مسیری است که در کنار آموزش صوت و لحن، به استمرار، امکانات و ایجاد بستر برای دیدهشدن نیاز دارد. این گزاره برگرفته از تجربه مؤسسه قرآنی بینه است؛ مؤسسهای که از سال ۱۳۸۲ بهطور تخصصی وارد مسیر شناسایی و تربیت قاریان نوجوان شده است و تا الان هم نزدیک به هفت هزار نوجوان خوشصوت را برای آموزش تخصصی برگزیده است.
بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید، بنویسید. نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.»
مدرسه، مسجد و بیمارستانهای وقفی، بناهای آشنایی برای ما هستند؛ همانهایی که بهنظرمان میآید برای زمانهای خیلی خیلی قدیم است و همچون شیء یا بنایی تاریخی به دستمان رسیده. اما وقف صرفا میراثی بهجامانده از گذشته نیست.