برچسب شهید

همرزمش را نجات داد و خودش شهید شد 

خبر شهادتش نه تنها برای خانواده‌اش که برای بسیاری تلخ بود. دوستانش با شنیدن خبر شهادتش خیلی متأثر شدند؛ مردم هم همین طور. او کمک‌رسان و خیرخواه مردم بود. بعد از شهادتش پیرزنی را دیدم که گریه می‌کرد. گفتم: «چرا گریه می‌کنی؟» گفت: «شهید مسعود خیلی به ما کمک می‌کرد. با ماشین خودش برای ما نفت می‌آورد و مایحتاج‌مان را تأمین می‌کرد.»

پدری که در کالبد زمان نمی‌گنجید!

شهید‌رضایی به زبان انگلیسی تسلط کامل داشت و از این طریق همواره اطلاعاتش را در زمینه مسائل جنگی و آخرین پیشرفت‌های جنگ افزار‌های دنیا به‌روز می‌کرد. همیشه می‌گفت: یک تکاور نیروی مخصوص همواره باید اطلاعاتش را در خصوص تمامی جنگ‌افزار‌ها و فنون‌رزمی دنیا در بالاترین و به‌روزترین سطح ممکن نگه دارد

گزارشی از ماه‌های خاص دفاع مقدس/ اسفند با عروج ۴ فرمانده به خود می‌بالد

شهدای اسفند ماهی جنگ بسیار معروف هستند. اولین آن‌ها شهیدحاج محمد‌ابراهیم همت است که به عنوان اولین فرمانده لشکر شهید جنگ نیز معروف است. همت در عملیات‌خیبر فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) بود. در این عملیات او که شاهد شهادت بسیاری از نیروهایش در محور طلائیه بود، عاقبت در ۱۷ اسفند ۶۲ آسمانی شد

وصیت کرد بعد از شهادت حقوقش را به کودکان بی‌سرپرست بدهند

محسن سه ماه قبل از شهادتش یک عکس برای ما به یادگار گذاشت. رفته بود عکاسی و به عکاس گفته بود این را برای خودم نمی‌خواهم، بعد‌ها می‌آیند و این تصویر را از تو می‌گیرند! بعد از شهادتش برای دریافت عکس به عکاسی مراجعه کردیم. عکاس وقتی شنید برادرم شهید شده است، خیلی تعجب کرد

خدا شهادت را به پسرم و صبر را به من هدیه داد

وابستگی من به محمدمهدی طوری بود که حتی وقتی جلوی من راه می‌رفت، مدام می‌گفتم آرام جانم. وقتی برای سوریه رفت می‌گفتم آرام جانم می‌رود. اما وقتی خبر شهادتش را شنیدم، بی‌تابی نکردم. این نشان دهنده صبری است که خداوند از قبل می‌دهد. من شاکر این لطفی هستم که خدا به آقا محمدمهدی کرد و شهادت را نصیب‌شان کرد

 می‌خواست مدافع‌حرم شود شهید دفاع از امنیت شد

زمان قرائت خطبه عقد صدای ضربان قلب خودم و پویا را می‌شنیدم. خطبه عقد که می‌خواندند بار اول و دوم با خواهرم هماهنگ کردم و او برخلاف همه مراسم‌های عقد گفت: عروس دارد سوره نور می‌خواند. بار دوم گفت: عروس دعا می‌خواند و بار سوم با استعانت از آقا امام‌زمان (عج) و شهدا و بزرگ‌تر‌ها بله را گفتم

رفاقت مادربزرگ و نوه تا پای شهادت 

مادرم بچه‌ها را امام زمانی تربیت کرد. وجود ما را با عشق و حب امام حسین (ع) عجین کرد. به نظرم مادرم مزد ولایی بودن‌هایش را از خدا گرفت و در بهترین جا در کنار خاک پاک شهیدان مأوا گرفت. آن‌ها افتخار خانه ما شدند