برچسب شهید

اعزامی که جز در دفتر الهی  هیچ جا به ثبت نرسید

متن زیر خاطره یکی از رزمندگان دفاع مقدس به نام عباس موسوی است که برای اولین بار به غرب کشور می‌رود، اما بدون هماهنگی و بی‌آنکه نامش را در جایی به ثبت برساند، خودش را به جبهه سرپل ذهاب می‌رساند. این خاطره جالب را از زبان موسوی می‌خوانیم. 

برادرم را مقابل چشمان همسر و فرزندش شهید کردند

شهید سیدمحمدتقی مخزن موسوی به عنوان اولین فرمانده سپاه رودبار، منطقه را از وجود گروهک‌های ضد انقلاب و الحادی پاک‌سازی کرد. همین موضوع باعث شد تا ضد انقلاب او را در سحرگاه ۲۸ بهمن ۱۳۶۱ کنار همسر و فرزند خردسالش به شهادت برساند. همسر و فرزندش نیز در این حادثه مجروح شدند. بعد‌ها عاملان شهادت برادرم به سزای اعمال‌شان رسیدند

عادل شهید همه است

به معنای واقعی کلمه عاشق اهل‌بیت (ع) بود. او ارادت زیادی به حضرت زهرا (س) و حضرت رقیه (س) داشت. بعد از شهادتش به او لقب «شهید محبوب» دادند و بحق او لایق این عنوان بود. عادل بسیار دوست‌داشتنی و مهربان بود. نه اینکه حالا بخواهم از او برای‌تان تعریف کنم، نه! شما از هر کسی که با او نشست و برخاست داشته است، سؤال کنید از محبت و مهربانی‌اش برای‌تان خاطرات زیادی روایت خواهد کرد، حتی بچه‌ها هم وقتی یکی‌دو بار با او برخورد می‌کردند، جذبش می‌شدند. عادل هوای خانواده‌اش را داشت و بسیار بامعرفت بود. او خوش‌خلق و خوش‌برخورد بود. همه این خوبی‌هاست که دل من و همه اطرافیانش را در فراقش می‌سوزاند.

یک لشکر در فراق آقا مهدی اشک ریخت

بچه‌هایی که آن روز شاهد نماز شرع‌پسند بودند می‌گفتند که ایشان در قنوت نماز دو بار آیات آخر سوره فجر را می‌خواند و بعد راهی می‌شود. معنی آیات این است: «تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت بازگرد... و در بهشتم وارد شو!» گویی به آقامهدی وحی شده بود که این‌بار به شهادت خواهد رسید

لباسی به قامت او تا هنگام شهادت پیدا نشد

مجید با اینکه سن کمی داشت، به کار‌های فنی علاقه نشان می‌داد و خیلی زود آن‌ها را یاد می‌گرفت. لوله‌کشی ساختمان را هم یاد گرفته بود. اگر تأسیسات لوله‌کشی خانه‌ای را انجام می‌داد و می‌فهمید آن خانواده از لحاظ مالی وضع مناسبی ندارد، به هیچ عنوان از آن‌ها پولی قبول نمی‌کرد. این کار‌ها را برای رضای خدا انجام می‌داد

۶۰۰ سرباز عراقی با سخنان سید‌علی تسلیم شدند

سید، چون متولد کربلا بود، به زبان عربی تسلط داشت. ایشان در عملیات بدر بلندگو به دست گرفت و با زبان عربی مشغول سخنرانی برای نیرو‌های دشمن شد که در خط خودشان صدای ایشان را می‌شنیدند. ایشان چند آیه قرآن و روایات را برای عراقی‌ها بیان کرد و در انتها با معجزه کلامش توانست کاری کند تا ۶۰۰ نفر از نیرو‌های دشمن خودشان را تسلیم کنند