برچسب شهید

خبرنگاری که ساختار اطلاعاتی جنگ را دگرگون کرد

اولین روز‌های حمله رژیم بعث عراق به ایران بود که چند خبرنگار راهی استان خوزستان شدند. در میان این خبرنگاران، نام غلامحسین افشردی که بعد‌ها به حسن باقری معروف شد، به چشم می‌خورد. افشردی پیشتر گزارش‌های ماندگاری از وقایع مهمی، چون حمله امریکا به طبس مخابره کرده بود

یادگار‌هایی از جنس طلا

پدری پیر با دستانی لرزان که عکس دو شهیدش را در دست گرفته بود، در انتهای سالن به چشم می‌خورد. خانمی که به نظر می‌رسید دختر وی باشد در کنارش نشسته بود

شیر گیلان در پرورشگاه پا گرفت و خود ساخته شد

در یک عملیات، تک تیرانداز دشمن بچه‌های ما را می‌زد، اما نمی‌توانستیم جای او را پیدا کنیم. شهید دیدگانی گفت من جلو می‌روم تا تک تیرانداز به سمتم تیراندازی کند! هر وقت او من را زد، جایش را پیدا کنید و او را از بین ببرید

می‌گفت عمامه من  مدال من است

در دیدار با حضرت آقا ایشان فرمودند: «در یک روز سه مرتبه آقای موسوی را به بازجویی بردند و شکنجه دادند. طوری که نمی‌توانست راه برود. قلبم از دیدن این صحنه‌ها خیلی آزرده می‌شد و با قرآنی که در دست داشتم، آیاتی را می‌خواندم برای مرهم درد‌های آقای موسوی قوچانی و دیگر دوستان...»

درست مثل بسیجی‌های زمان جنگ بود

محمد بعد از یک مأموریت سنگین در شمالغرب کشور به مرخصی رفت و فقط یک روز ماند و سریع برگشت. وقتی فرمانده از او پرسید چرا اینقدر زود برگشتی؟ در جواب گفت نمی‌خواهم از عملیات بعدی جا بمانم. همین اشتیاق او به شهادت باعث شد که سحرگاه ۱۳ شهریورماه جام شهادت را بنوشد و آسمانی شود