تصویری از حسین حیدریلقب، سربازی که در بوشهر پس از درگیری با اشرار به شهادت رسید
شامگاه جمعه در یکی از پارکهای بوشهر یک موتورسوار با ۲ راکب قصد سرقت از افراد حاضر در پارک را داشتند که با مقاومت مردم، راکب موتور با کلت کمری اقدام به تهدید آنها کرد.
شامگاه جمعه در یکی از پارکهای بوشهر یک موتورسوار با ۲ راکب قصد سرقت از افراد حاضر در پارک را داشتند که با مقاومت مردم، راکب موتور با کلت کمری اقدام به تهدید آنها کرد.
اولین روزهای حمله رژیم بعث عراق به ایران بود که چند خبرنگار راهی استان خوزستان شدند. در میان این خبرنگاران، نام غلامحسین افشردی که بعدها به حسن باقری معروف شد، به چشم میخورد. افشردی پیشتر گزارشهای ماندگاری از وقایع مهمی، چون حمله امریکا به طبس مخابره کرده بود
پدری پیر با دستانی لرزان که عکس دو شهیدش را در دست گرفته بود، در انتهای سالن به چشم میخورد. خانمی که به نظر میرسید دختر وی باشد در کنارش نشسته بود
اواسط اسفند سال گذشته نیروهای تفحص پیکر شهیدی را تفحص کردند که از طریق آزمایش DNA هویت او مشخص شد، او شهید جانی بت اوشانا از شهدای عاشوری بود، اما این شهید با دیگر شهدا یک تفاوت داشت.
تنوع مذهبی و قومی در ایران از گذشتههای دور تا امروز وجود داشته، اما وقتی پای دفاع از خاک و وطن باشد، فارغ از قوم و مذهب، همه ایرانی هستیم.
در یک عملیات، تک تیرانداز دشمن بچههای ما را میزد، اما نمیتوانستیم جای او را پیدا کنیم. شهید دیدگانی گفت من جلو میروم تا تک تیرانداز به سمتم تیراندازی کند! هر وقت او من را زد، جایش را پیدا کنید و او را از بین ببرید
در دیدار با حضرت آقا ایشان فرمودند: «در یک روز سه مرتبه آقای موسوی را به بازجویی بردند و شکنجه دادند. طوری که نمیتوانست راه برود. قلبم از دیدن این صحنهها خیلی آزرده میشد و با قرآنی که در دست داشتم، آیاتی را میخواندم برای مرهم دردهای آقای موسوی قوچانی و دیگر دوستان...»
محمد بعد از یک مأموریت سنگین در شمالغرب کشور به مرخصی رفت و فقط یک روز ماند و سریع برگشت. وقتی فرمانده از او پرسید چرا اینقدر زود برگشتی؟ در جواب گفت نمیخواهم از عملیات بعدی جا بمانم. همین اشتیاق او به شهادت باعث شد که سحرگاه ۱۳ شهریورماه جام شهادت را بنوشد و آسمانی شود