برچسب شهید

صورتش سالم بود و پذیرای بوسه خداحافظی‌مان شد

تیربار عراقی‌ها باید از کار می‌افتاد. تیمور کارش چیز دیگری بود، ولی داوطلب این کار شد. همانطور نیم‌خیز جلو آمد. رویمان را بوسید و حلالیت خواست. بعد هم آرپی‌جی را روی دوشش گذاشت و نشانه رفت به سمت تیربار. وقتی بدن نیمه جانم را عقب می‌بردند، هنوز چشمم به او بود. روی تخت بیمارستان خبر شهادت تیمور را برایم آوردند

پیکر حاج یدالله جان همرزمانش را نجات داد

وقتی حاج یدالله شهید شدند به بچه‌ها گفتم که پیکر پاک این شهید را برای وداع به اردوگاه کوثر بیاورند. وقتی پیکرشان به اردوگاه آمد آن را به حسینیه بزرگ اردوگاه بردیم و همه رزمندگان به جز عده معدودی که برای نگهبانی مستقر شده بودند، به این حسینیه آمدند. هواپیما‌های دشمن بعثی در ۲۴ نوبت آمدند و کل اردوگاه را بمباران کردند، اما به کسی آسیب نرسید!

«راز ۲۱» در زندگی سیدعلی چه بود؟

سیدعلی و ناصر باباجانی جلوتر رفتند تا با دوربین وضعیت دشمن را رصد کنند! همانجا یک خمپاره ۶۰ اصابت کرد و هر دو شهید شدند. وقتی سیدعلی می‌رفت به بچه‌ها گفته بود من این راه را می‌روم، ولی برنمی‌گردم. همیشه می‌گفت با خمپاره ۶۰ شهید می‌شوم. دقیقاً با ترکش همین خمپاره به شهادت رسید

دو برادر از مسجد شروع کردند و در جبهه به مقصد رسیدند

در مدتی که حسینعلی مفقود بود، عبدالعلی در ۱۷ مهرماه ۱۳۶۸ به شهادت رسید. او که سال ۱۳۶۱ طی سه عملیات مختلف مجروح شده بود، سال‌ها با عوارض جانبازی دست‌وپنجه نرم کرد و عاقبت قبل از آنکه پیکر برادرش تفحص شود، در سال ۱۳۶۸ به شهادت رسید.

وصیت عجیب یک شهید

تفحص پیکر شهدا علاوه بر آنکه کاری بسیار سخت و طاقت‌فرساست، حساسیت‌های خاص خود را دارد و نیازمند تبحر، تخصص و آزمایشات دقیق است، اما با این همه، تفحص‌کنندگان به امید پایان چشم‌انتظاری خانواده‌های شهدا، همه این مشقت‌ها را به جان می‌خرند

اصحاب رمل

یکی‌دو روزی می‌شد که شهیدی پیدا نکرده بودیم، یعنی راستش، شهدا ما را پیدا نکرده بودند. گرفته و خسته بودیم