برچسب رضاخان

تبعیدگاه تهران مشهدی برای مبارز پرآوازه خراسان

در زندگی آیت‌الله میرزا محمد آقازاده، فراز و نشیب‌هایی دیده می‌شود. او در ابتدا مانند برخی دیگر از عالمان وقت، حکومت یافتن رضاخان را در راستای بهبود شرایط ایران ارزیابی می‌کرد. با تثبیت جایگاه قدرت سیاسی قزاق و آغاز سیاست تجدد آمرانه و دین زدایی وی، آقازاده به کسوت مخالفت با شاه درآمد و تاوان آن را با دستگیری، تبعید و مرگ پرداخت. سرنوشتی که از اغلب مخالفان رضاخان، انتظار می‌کشید

برکشیدن قزاق و میدان‌داری فراماسونری بهائیت و صهیونیسم

کودتای ۱۲۹۹ محصول اراده قدرت‌های خارجی با استفاده از جریان‌های نفوذی مانند فراماسونری، بهائیت و صهیونیسم بود و منجر به رشد و نفوذ آنان در دیوانسالاری کشور شد. در آن مقطع این سه جریان در راستای اسلام‌زدایی در جامعه تلاش می‌کردند و از عمده امکانات حکومتی نیز برخوردار و بهره‌مند بودند. به رغم این همه حکومت رضاخان به دلیل فاصله گرفتن از خواسته‌های عمومی و سنت‌های فرهنگی جامعه با چالش‌های اساسی مواجه شد

رضاخان با کودتا، سرنیزه و حبس سلطنت را قبضه کرد

هجرت ناگزیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی به دهکده نوفل لوشاتو در حومه پاریس به فرصتی برای ترجمه اندیشه‌های سیاسی ایشان به زبان روز دنیا مبدل شد. امام خمینی در دیدار‌ها و گفت‌و‌گو‌های متنوع و مبسوط، ضمن اشاره به عدم مشروعیت و استیلای رژیم پهلوی به مدد کودتا، مختصات نظام مطلوب خود را برای جهانیان تبیین نمودند. این امر در همه‌گیر شدن ایده‌های آن بزرگ تأثیر فراوان داشت

خط دفاعی ایران نه در برابر حمله که به خاطر نفرت از شاه فروریخت!

سربازان از میدان صبحگاه رفتند، اما نه به سوی خط مقدم که به خانه! در همان لحظه خط دفاعی میهن نه در برابر تانک‌های دشمن که مقابل بی‌اعتمادی و بی‌پیوندی میان «قله فرماندهی» و «بدنه مردمی» فرو ریخت! در کوچه‌های تهران، صدای قدم‌های خسته و کشدار سربازان، با اذان صبح در هم می‌آمیخت و شهر هنوز بی‌خبر از تسلیم بی‌قید و شرط ارتش خود بدون ذره‌ای مقاومت، در خواب خوش غنوده بود!

یک ستیز ۳۷ ساله که رژیمی دست نشانده را سرنگون کرد

مروری بر روش‌های مجاهدت فرهنگی مذهبیون دهه ۲۰، برای مبارزه با اباحه‌گری و ترویج روحیه دینی در میان مردم، امروز چراغی پرفروغ برای عبرت آموزی است. چراغی که می‌تواند در جنگ دشوار فرهنگی و رسانه‌ای با دشمنان اسلام، راهنمای مجاهدان این عرصه باشد. چراغی که ما را در روشن کردن فضا و عیان ساختن اهداف صهیونیسم برای استحاله عقیدتی، یاریگر خواهد بود

من ضارب را شناختم پلیس بود و از مردمکشان معروف!

محمدتقی بهار در خاطرات خویش آورده است، مدرس چندی پیش از ترور، رضاخان را از ثروت اندوزی و زمین خواری منع کرده و فرجام دیگر شاهان سودجو را به وی متذکر شده بود. این تحذیر، اما اسباب ناخشنودی قزاق را فراهم آورد و نهایتاً به دستور قتل وی منتهی گشت. ملک‌الشعرا همچنین اذعان دارد مدرس نام و خصوصیات ضارب خویش را می‌دانست و بار‌ها آن را در حضور یارانش اظهار نمود

هر دو بردار شدند، اما این کجا و آن کجا؟

دکتر حشمت طالقانی با متانت پای دار رفت. حکم اعدامش را که خواندند، شال از دوش برداشت و آن را به جلاد داد! سپس روی چهارپایه ایستاد و خودش ریسمان را از جلاد گرفت و به گردن انداخت و مو‌های سر و صورتش را از زیر طناب رد کرد! آنگاه به جلاد گفت، چهارپایه را از زیر پایش بکشد! چهره‌اش در لحظه مرگ، موقر، متین، خونسرد و بی‌اعتنا به زندگی بود و کمترین اضطراب و تشویشی در آن دیده نمی‌شد

قزاق و جنون کشتار برای تداوم حکومتی کودتایی!

از روزی که ادموند آیرونساید، رضاخان را برای اجرای نقشه‌های کشور استعمارگرش مناسب دید و او را برای انجام کودتای اسفند ۱۲۹۹. ش برگزید؛ جنایت و خیانت‌های این عنصر قلدر و بی‌سواد علیه مردم و کشور ایران آغاز شد. می‌توان گفت که اولین اقدامات جنایتکارانه قزاق، علیه عشایر انجام شد. از عشایر عرب و کُرد گرفته تا آذری، از عشایر ترکمن تا عشایر بختیاری و قشقایی