برچسب رضاخان

روزگاری که رضاخان سعی داشت نشان دهد تاثیرگذار است/انگلستان و تاسیس «نیروی‌های مسئول مداخله در ایران»!

برخورد نظامی بریتانیا و شوروی بر سر ایران قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید. انگرت وزیر مختار ایالات متحده در ۹ اوت ۱۹۴۰ (۱۸ مرداد ۱۳۱۹) گزارش داد رضاخان از نقش یک‌مهره بی‌اختیار در صفحه لغزنده شطرنج قدرت‌ها بیزار است و به نحو تاثربرانگیزی سعی دارد چنین وانمود کند که سیاست خود را دنبال می‌کند نه سیاست یک قدرت بزرگ را.

اوج اقتدار رضاخان در مقابل بیگانگان: من که به شما اطمینان داده بودم!/روایت التماس‌های چندباره: «آمریکا لطفا حمایت‌مان کن!»

رضاخان در پی اطلاع از مفاد یادداشت متفقین، امرای ارتش را برای بررسی بحران موجود احضار کرد. او به‌ویژه از یادداشت شوروی نگران شده بود و برای احتراز از هرگونه اقدامی که می‌توانست موجب تحریک روس‌ها شود، صریحاً دستور داده بود فعالیت نیروهای مستقر در نواحی شمال کشور، به محوطه پادگان‌ها محدود شود و به‌جز گروه‌های گشتی کوچک، واحدهای دیگری در منطقه حرکت نکنند.

قصه آوارگی رضاخان؛ کجا بروم من حتی پنج ریال ندارم/چرچیل: دیکتاتور را بیرون کردیم

رضاخان پس از مدت کوتاهی اقامت در اصفهان، برای رفتن به مقصدی نامعلوم راهی کرمان شد. در کرمان هم، کنسول انگلیس و ماموران این‌کشور اصرار کردند هرچه زودتر به بندرعباس برود. او هم خشمگین شد و گفت «کجا بروم؟ من در جیبم حتی پنج ریال ندارم.» به او اعلام شد دولت انگلیس کلیه مخارج را خواهد پرداخت و سپس از دولت ایران وصول خواهد کرد.

تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی

از اواخر برج سنبله، یعنی ماه شهریور، آرد کمتر به نانواها داده شد و طبعا جلوی دکان‌های نانوایی ازدحام به راه افتاد. از همه‌جا خبر از وضع بد نان و ازدحام در دکان‌های نانوایی و احیانا زیر دست و پا رفتن زنان و کودکان می‌رسید. البته هیچ‌کس چنین‌چیزی به چشم ندیده بود ولی همه شنیده بودند که مثلا چندنفر از گرسنگی مرده‌اند. این‌تحریکات در جنوب شهر شایع‌تر و گسترده‌تر بود و آن‌روزها شاید کمتر کسی می‌دانست که این‌شایعات از کجا سرچشمه می‌گیرد ولی امروز می‌دانیم.

ریشه تنفر رضاخان قزاق از دین و روحانیت/چه‌کسی مانیفست سلطنت پهلوی را نوشت؟

قصه‌های ریپورتر درباره فساد طبقه علما، آخوندها و ملاها درباره وعاظ السلاطینی مصداق داشت که برخی از آنان در واقع وابستگان استعمار انگلیس بوده و بعدها ایادی سلطنت پهلوی شدند؛ نه عالمان و مراجع واقعی شیعه! با همین‌رویکرد و دست‌فرمان بود که جرج میدلتون کاردار سفارت انگلیس کینه شدیدی نسبت به آیت‌الله کاشانی داشت و او را «عوام فریب آب زیرکاه مفسد و ضدغربی» می‌خواند. 

دین من انسانیت است!/شرایطی که یهود برای کودتا می‌خواست و رضاخان داشت

نکته جالب تاریخی درباره مدرسه علوم سیاسی، این است که برجسته‌ترین مهره‌های انگلیس و آمریکا بین رجال و دولتمردان ایرانی، شاگردان همین‌مدرسه بودند و در رژیم پهلوی به کارگزاران درجه یک سیاسی و فرهنگی ایران تبدیل شدند.