برچسب رضاخان

از شیدایی به رضاخان تا قلع و قمع مخالفان مصدق!

از همان دوره که محمود افشارطوس مفقود و چند روز بعد جسد او پیدا شد، بسا افراد و جریانات این اقدام را در جهت تضعیف دولت دکتر مصدق و حتی نخستین گام کودتا علیه وی برشمردند. این روایت، تقریباً فراگیر و رسمی شد. با این همه در این باره منقولات دیگری نیز وجود دارد که برخی از آن‌ها در دهه‌های اخیر تقویت نیز شده است. به عبارت دیگر در این موضوع پژوهش‌های جدیدی انجام شده که ناقض روایت رسمی است

یک دیکتاتور نظامی موجب می‌شود تا ایران را بی‌دردسر ترک کنیم

واقعیت این است که جناح سنتی حاکمیت انگلستان تصمیم داشت تا مشکل این کشور در ایران را با شیوه‌های آزمون شده و طرح‌هایی، چون معاهده ۱۹۱۹ رفع و رجوع کند. جناح تندرو که از چهره‌هایی، چون وینستون چرچیل و فرستاده او آیرونساید تشکیل می‌شد، چاره کار را در تغییر اساسی ساختار‌ها می‌دید. آنچه آیرونساید در پروسه برکشیدن رضاخان انجام داد، تا دهه‌ها منافع این کشور را تأمین و خاطر آنان را از ایران آسوده کرد

دلم می‌خواست شاه در نبرد کشته شود  نه اینکه در ذلت بمیرد!

پهلوی دوم در آغاز قصد داشت تا پدرش را در اعتاب مشهد یا قم دفن کند. در مشهد خاطره کشتار مسجد گوهرشاد، اما انجام این کار را دشوار می‌ساخت. در قم نیز مشکل مخالفت مرجعیت، حوزه علمیه و جمعیت فدائیان اسلام وجود داشت. این بود که نهایتاً آستان حضرت عبدالعظیم در شهرری انتخاب شد. با این همه بقعه رضاخان تنها یک یادمان نبود، بلکه در گذر زمان کاربری‌های گوناگون یافت. در روز‌های انقلاب، این مکان به شکل پایگاه گارد شاهنشاهی درآمد!

وجاهت بخشیدن به زورمداری از طریق دستیازی به حکیم طوس! 

حامیان کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، در سوق دادن رضاخان به سوی باستان‌گرایی و ادبیات حماسی نقش عمده داشته‌اند. او پیش از آن، صرفاً یکی از افسران قزاق بود و به دشواری می‌توانست بخواند یا بنویسد. ضمن اینکه وی در مخیله خویش حماسه‌سازی را با سرکوبگری خلط کرده و مثلاً اشعار فردوسی را محمل مناسبی برای تزئین و تسهیل دیکتاتـــوری پنداشته بود!

کلاهبرداری و کلاه‌گذاری‌های قزاق نمادی از نبوغ روشنفکران پهلویست!

رضاخان برای ارتقای ایران، از شیوه کلاه گذاردن و کلاه برداشتن آغاز کرد! کلاه بی‌لبه جای خود را به کلاه لبه جلو و سپس کلاه تمام لبه داد و این امر، در نظر او رسیدن به مرز‌های پیشرفت قلمداد می‌شد. از نظر او هرگونه مقاومتی در برابر تجدد تحمیلی، باید سرکوب و معترض به زندان و احتمالاً گورستان دلالت می‌گشت! زورمداری رضاخان در دوران سلطنتش در این باره و سایر موارد، موجب شد که برخی از بالای ۱۰ هزار مفقود در دوره حاکمیت او سخن گویند

وقتی حزب «جناب اشرف» به ضد خود تبدیل می‌شود!

احمد قوام حزب دموکرات ایران را برای چالشی اعلام نشده با حزب توده تأسیس کرد. او برخی از اطرافیان متمایل به چپ را در رأس حزب خود قرار داد تا رقیب را حساس نکرده باشد، با این همه توده‌ای‌ها نیز متوجه ترفند قوام شدند و مقابله با این حزب جدیدالتأسیس را مطمح نظر قرار دادند. این امر در نهایت و به علل گوناگون موجب تضعیف حزب دموکرات شد و توقعات وی را برآورده نساخت

آن‌که خالکوبی نقش رضاخان بر بدن داشت با قیام علیه پهلوی رستگار شد

تمامی آنان که تهران دهه ۳۰ را درک کرده‌اند، از اهتمام طیب حاج‌رضایی به برگزاری عزاداری حسینی (ع) خاطرات متنوع و شیرینی دارند. برای آنان جالب بود که دعواگیر شهر، اینچنین در روز‌های محرم سیاهپوش می‌شود، تکیه می‌بندد و اطعام می‌کند. فصل پایانی و تعیین کننده حیات وی نیز در محرم ۱۳۴۲ روی داد، آنگاه که او انتخاب کرد تا تصویر امام خمینی را در تکیه‌اش نصب کند و سخنران هیئتش، در انتقاد از رژیم شاه بگوید