برچسب رضاخان

روایت «آلت فعل» از خیانت‌هایش

تقی‌زاده و همفکران او با قاجاریه از این جهت مخالف بودند که در حکومت آنان علمای بزرگ صاحب عزت و رأی بودند و قدرت علما در بسیاری از موارد بر شاهان غلبه داشت. در حالیکه رضاخان به پشتوانه انگلیس، درصدد بود تا دست علما را از سیاست و اداره جامعه کوتاه کند و در مقابل با گشودن دست و بال روشنفکران و غرب‌زدگان به‌اصطلاح تحصیلکرده، جامعه را به سوی پیشرفت و ترقی غرب‌پسند بکشاند

نصرت‌الدوله هر کاری انگلیسی‌ها می‌گفتند را نمی‌کرد

انگلیسی‌ها در اواخر حکومت قاجار‌ها برای اجرای سیاست‌های جدیدشان تصمیم گرفتند مهره‌های قدیمی و شناخته‌شده را حذف و از مهره دست آموز و جدیدی پرده برداری کنند. یکی از این مهره‌ها که با آمدن رضاخان محکوم به مرگ شد نصرت‌الدوله فیروز فرزند عبدالحسین میرزافرمانفرما بود.

ترجیح انگلیسی‌ها این بود که منتخب آنان یک نظامی غیرشیعه باشد

مردم ایران در آن دوره هیچ وقت باور نکردند این کودتا کار انگلیسی‌ها نبوده باشد. اسناد سفارت امریکا هم می‌گوید: «مردم ایران تقریباً مطمئن شده‌اند تمام قضایا یک نقشه انگلیسی است. شکی نیست که نیرو‌های انگلیسی در قزوین از این حرکت حمایت می‌کنند. رهبران و پیروان این جریان همگی تحت‌الحمایه بریتانیا هستند»

من رضاخان را آوردم!

سیدضیاءالدین طباطبایی: «از سنه ۱۰ به بعد که دیکتاتوری در ایران تشکیل شد، وضع مملکت به جایی رسیده بود که اگر در پاریس، یک روزنامه فرانسوی دو سطر بر ضد شهریار ایران می‌نوشت، فردا دولت مناسبات خود را با ملت فرانسه قطع می‌کرد. سفارت ایران را از پاریس احضار می‌کرد و سفارت فرانسه را از ایران بیرون می‌کرد. آن رعبی که طهران را گرفته بود، در نتیجه یک وضعیاتی که حالا نمی‌خواهم بگویم، دیگران را هم فراگرفته بود. در یک همچو موقع، من کجا می‌توانستم چیزی بگویم؟»

تلفیقی از شاپو، پالتو، گیوه و بی‌سوادی!

امکاناتی که در آن دوران در اختیار زنان قرار گرفت، بیشتر مختص طبقات بالای جامعه بود و آن‌ها بودند که مشاغل مدیریتی را اشغال کردند و زنان طبقه متوسط و پایین جامعه همچنان از راهیابی به رده‌های مدیریتی بازماندند. بسیاری از انجمن‌ها و سازمان‌های زنان تحت نظارت خواهر‌ها یا مادر شاه اداره می‌شدند و طبیعی است که جز حمایت و همراهی با حکومت، فعالیتی در این مجامع صورت نمی‌گرفت

داغ و درفش قزاق متوجه یاران دیرین!

از سال ۱۳۱۲ هـ. ش. نخست سرلشکر محمدحسین‌خان آیرم و پس از فرار او به اروپا، سرپاس رکن‌الدین مختار، گروهی از افسران و پایوران شهربانی، همین گونه عده‌ای از امیران و سرهنگان ارتش، در اطراف رضاخان طیفی تشکیل داده و با گزارش‌های شداد غلاظ، به او القا می‌کردند که در میان اقشاری از جاسوسان بین‌المللی احاطه شده است و برای حفظ تاج و تخت سلطنت خود باید به هیچ‌کس اطمینان نداشته باشد

نمادی از یک «تلاش بی‌فرجام»

با توجه به آشفتگی و هرج و مرجی که بر اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه در دوره قاجار وجود داشت، همگان آماده پذیرش یک حاکمیت مقتدر بودند. به همین دلیل بخش‌هایی از جامعه از به قدرت رسیدن رضاخان احساسی مثبت داشتند ...

از «لب دوختگی» تا «بی مزاری»

فرخی یزدی مدتی در زندان شهربانی تهران به سر برد تا آنکه یک روز در اتاق خود با صدای بلند طوری که زندانیان او را نمی‌دیدند، ولی صدای او را به خوبی می‌شنیدند، شروع به معرفی خود نمود که فوراً عده‌ای به سر او ریختند و با مشت و لگد وی را از حرف باز‌داشتند و در حالی که او را کشان‌کشان روی زمین می‌بردند به زندان قصر و در کریدور شماره ۴ به اتاق مرطوب ۲۳ منتقل شد!