از «لب دوختگی» تا «بی مزاری»

فرخی یزدی مدتی در زندان شهربانی تهران به سر برد تا آنکه یک روز در اتاق خود با صدای بلند طوری که زندانیان او را نمی‌دیدند، ولی صدای او را به خوبی می‌شنیدند، شروع به معرفی خود نمود که فوراً عده‌ای به سر او ریختند و با مشت و لگد وی را از حرف باز‌داشتند و در حالی که او را کشان‌کشان روی زمین می‌بردند به زندان قصر و در کریدور شماره ۴ به اتاق مرطوب ۲۳ منتقل شد!

فرخی یزدی مدتی در زندان شهربانی تهران به سر برد تا آنکه یک روز در اتاق خود با صدای بلند طوری که زندانیان او را نمی‌دیدند، ولی صدای او را به خوبی می‌شنیدند، شروع به معرفی خود نمود که فوراً عده‌ای به سر او ریختند و با مشت و لگد وی را از حرف باز‌داشتند و در حالی که او را کشان‌کشان روی زمین می‌بردند به زندان قصر و در کریدور شماره ۴ به اتاق مرطوب ۲۳ منتقل شد!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *