برچسب رضاخان

روایتی از برکشیدن تا تبعید و مرگ رضاخان/ آناتومی صعود و سقوط انگلیسی پهلوی اول

حوزه/ پهلوی اول، سه سال پس از کناره‌گیری از سلطنت، در حالی که دوران تبعید خود را در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی سپری می‌کرد، در ۶۶ سالگی مرد. او که هیچ سابقه سیاسی نداشت و به دلیل فرمان‌پذیری همراه با قدرت نظامی، با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ وارد عرصه قدرت شده بود، با حمایت بریتانیا در ادامه سلسله پهلوی را اعلام کرد، اما به دستور همان حامیانش، واپسین سال‌های زندگی خود را دور از ایران گذراند. نهایتاً در پی تحولات جنگ جهانی دوم به فروپاشی سریع، استعفا و مرگ در تبعید انجامید.

اجبار کردن زنان عشایر لُر برای شیر دادن به توله سگ‌های افسران ارتش رضا خان!

ویلیام او. داگلاس، قاضی دیوان عالی آمریکا، در خاطرات خود از روایتی هولناک درباره عملکرد ارتش رضاخان در مناطق عشایری ایران پرده برمی‌دارد؛ روایتی که از اجبار زنان شیرده عشایر به تأمین شیر برای تغذیه توله‌سگ‌های یک افسر ارتش حکایت دارد.

معامله حکومت با خاک/ رازهای ناگفته سیاست خارجی و مرزبخشی پهلوی‌ها

تاریخ معاصر ایران، برخلاف روایت‌های بزک‌شده و نوستالژیک، کارنامه‌ای شفاف از عقب‌نشینی‌های سرزمینی در دوره پهلوی پیش‌روی ما می‌گذارد؛ از اصلاحات مرزی مشکوک در آغاز این سلسله تا اسقاط رسمی ادعای حاکمیت بر بحرین، تصمیم‌هایی که بیش از آنکه ریشه در منافع ملی داشته باشند، محصول ملاحظات قدرت‌های خارجی بودند.

رضاخان که بود؟/ عاقبت دیکتاتوری از کودتای انگلیسی تا تبعید به موریس

رضا شاه یا همان رضا میرپنج با کودتای انگلیسی تاج بر سر گذاشت، سلطنت را با سرکوب، کشف حجاب و تمرکزگرایی آغاز کرد و با تسلیم در برابر متفقین و اشغال ایران، بی‌تاج و تخت به جزیره موریس تبعید شد؛ شاهی که نه با رأی ملت آمد، نه با مقاومت رفت.

باستان‌گرایی در برابر اسلام‌گرایی

آنچه پس از شهریور ۲۰ از زیر پوست جامعه ایرانی بیرون ریخت، نمایانگر آن است که ناسیونالیسم باستان‌گرا و افراطی رضاخانی تا چه میزان توفیق داشته و چقدر توانسته است ذهن و دل جامعه مذهبی ایران را به خویش مشغول دارد

آنچه قزاق پنهان می‌کرد

همسر رضاخان: «رضا در نوجوانی خیلی زحمت کشیده بود، آن طوری که خودش تعریف می‌کرد مدت‌ها شاگرد مسگری و کارش دمیدن در دم آتشخانه مسگری بوده است. بعد‌ها چند شغل دیگر را هم تجربه می‌کند. آخر سر جزو ابواب جمعی اصطبل‌خانه سفارت انگلیس می‌شود و در آنجا اسب‌ها را تیمار می‌کرده است»

غلبه، قهر و دیگر هیچ!

ایجاد حکومتی مستحکم در گرو نحوه تعامل با اقوام و اقشار گوناگون اجتماعی است. رضاخان نیز تلاش داشت حکومتی قوی ایجاد کند، اما نهایتاً این قوت بر زور و فشار مبتنی شد و نه تعامل با اقوام و نحله‌های گوناگونی که در کشور تحت حاکمیت وی سکونت داشتند. این، اما بدین معنا نیست که او در این باره تلاشی نکرد، اما هرگز دراین فقره توفیقی نداشت