معامله حکومت با خاک/ رازهای ناگفته سیاست خارجی و مرزبخشی پهلوی‌ها

تاریخ معاصر ایران، برخلاف روایت‌های بزک‌شده و نوستالژیک، کارنامه‌ای شفاف از عقب‌نشینی‌های سرزمینی در دوره پهلوی پیش‌روی ما می‌گذارد؛ از اصلاحات مرزی مشکوک در آغاز این سلسله تا اسقاط رسمی ادعای حاکمیت بر بحرین، تصمیم‌هایی که بیش از آنکه ریشه در منافع ملی داشته باشند، محصول ملاحظات قدرت‌های خارجی بودند.
اَداها و اِدعاهای ربع پهلوی
تاریخ معاصر ایران، برخلاف روایت‌های بزک‌شده و نوستالژیک، کارنامه‌ای شفاف از عقب‌نشینی‌های سرزمینی در دوره پهلوی پیش‌روی ما می‌گذارد؛ از اصلاحات مرزی مشکوک در آغاز این سلسله تا اسقاط رسمی ادعای حاکمیت بر بحرین، تصمیم‌هایی که بیش از آنکه ریشه در منافع ملی داشته باشند، محصول ملاحظات قدرت‌های خارجی بودند.

به گزارش خبرگزاری آنا، تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه در دوره پهلوی، مملو از تصمیماتی است که نه بر اساس منافع ملی، بلکه در چارچوب مصلحت‌سنجی‌های قدرت‌های خارجی اتخاذ شد. برخلاف روایت‌های بزک‌شده رسمیِ بازماندگان پهلوی، واقعیت این است که این سلسله، از بدو استقرار تا واپسین سال‌های حیات سیاسی خود، درگیر نوعی «عقب‌نشینی مزمن سرزمینی و حاکمیتی» بود؛ عقب‌نشینی‌ای که گاه در قالب قرارداد، گاه در پوشش «تعیین مرز» و گاه با عنوان فریبنده «خواست مردم» صورت گرفت.

رضاشاه با شعار ناسیونالیسم و دولت مقتدر به قدرت رسید، اما نخستین آزمون‌های جدی حاکمیت ملی را با امتیازدهی‌های مرزی پشت سر گذاشت. از ماجرای آرارات و امتیازات مرزی به ترکیه تا تثبیت وضعیتی که عملاً بخش‌هایی از مناطق مورد ادعای تاریخی ایران را از دایره نفوذ کشور خارج کرد، همگی نشان می‌دهد آنچه در عمل رخ داد، نه احیای اقتدار، بلکه معامله بر سر خاک بود.

این روند در دوره محمدرضاشاه نه‌تنها متوقف نشد، بلکه با پیچیدگی بیشتری ادامه یافت. شاه جوان که بقای خود را پس از کودتای ۲۸ مرداد در گرو حمایت غرب می‌دید، بیش از پیش به مهره‌ای در صفحه شطرنج قدرت‌های بزرگ تبدیل شد. از این مقطع به بعد، «منافع ایران» اغلب در حاشیه و «رضایت لندن و واشنگتن» در متن تصمیم‌سازی‌ها قرار گرفت.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *