برچسب دفاع مقدس

دموکرات‌ها به تلافی هر شکستی چند اسیر را تیرباران می‌کردند

بعد از اسارت ما را ۲۳ روز روستا به روستا و آن هم شب‌ها جا‌به‌جا می‌کردند. در هر روستایی در مسجد نگهداری می‌شدیم تا به روستای بعدی برویم. نهایتاً گروه ما را به «گردنه» بردند. گردنه عشایرنشین بود و هفت یا هشت تا خانه بیشتر نداشت؛ عشایر هم در فصل‌های خاصی به آنجا می‌آمدند و ییلاق و قشلاق می‌کردند

برادران زارع عجیب نور بالا می‌زدند!

بیشتر نیرو‌های داخل اردوگاه برای شرکت در عملیات محرم راه افتادند. تا عصر، چم سری، چم هندی و بخش‌های دیگری از خاک کشور آزاد شد و رزمنده‌ها با چهره‌هایی خسته، اما خندان برگشتند. برادران زارع بین آن‌ها نبودند! همانطور که محمدعلی پیش‌بینی کرده بود هر دو شهید شده بودند

فرامین امام بن‌بست‌های جنگ را می‌شکست

با حمله صدام به ایران و شروع جنگ تحمیلی هرجا که احساس نیاز می‌شد، حضرت امام بن‌بست‌شکنی می‌کردند. در بحث آبادان یا آزادسازی سوسنگرد، حفظ جزایر مجنون، تک‌های دشمن در اواخر جنگ و در کل هرجا که احساس می‌شد فرامین ایشان می‌تواند به حفظ کشور، مردم و رزمندگان کمک کند، حضرت امام با دوراندیشی که داشتند ورود می‌کردند

شهادت در امواج دوئیرج 

با عبور رزمندگان گردان امام محمد باقر (ع) و گردان امام رضا (ع) که پشت سرهم به آب زدند، رودخانه طغیان می‌کند و تعداد زیادی از رزمندگان را آب می‌برد. آنطور که سردار شریعتی، فرمانده گردان امام محمد باقر (ع) می‌گوید: آن شب تقریباً نیمی از نیرو‌های گردان ایشان در طغیان دوئیرج شهید می‌شوند

سایت موشکی فاو را در یک نبرد خونین فتح کردیم

سال ۱۳۶۰ وقتی ۱۸ ساله بودم همزمان با عملیات ثامن‌الائمه (ع) و شکست حصر آبادان برای اولین بار به جبهه اعزام شدم. سه روز در پادگان گلف اهواز آموزش دیدیم. من تک تیرانداز بودم. وقتی وارد منطقه عملیاتی شدیم، به جاده ماهشهر- آبادان رفتیم. در آن مقطع قسمتی از این جاده به تصرف دشمن درآمده و سمت ماهشهر- آبادان دست ما بود

دردسر شیرینی که با بچه‌های آقا مهدی داشتیم!

مأموریت یگان‌ها برای مرحله سوم عملیات مشخص شد. مسئولیت ارتفاعات لری بر عهده بچه‌های لشکر ۸ نجف اشرف به فرماندهی احمد کاظمی بود. مأموریت ما در کنار لشکر۳۱ عاشورا در جناح راست عملیات بود و باید چوارتر به ماووت را آزاد می‌کردیم

پیشروی برق‌آسای لشکر نجف موجب محاصره کامل تیپ دشمن شد

شهید‌حاج حسین خرازی، سردار مرتضی قربانی، شهید احمد کاظمی و برادر محمد ابوشهاب شخصاً برای شناسایی منطقه عملیاتی وارد عمل می‌شوند. این چهار نفر به کمک افراد محلی از کنار رودخانه میمه با دو قاطر تا حدود ۴۰ کیلومتر به عقبه دشمن نفوذ می‌کنند. هر آن امکان اسارت‌شان می‌رفت. اما این گروه ۲۴ ساعت در منطقه دشمن می‌ماند و آن‌ها را شناسایی می‌کند