برچسب جنگ

می‌گفت: هر لحظه باید در انتظار شهادت باشیم

پسرم دانشجوی دانشگاه یاسوج بود و به یک سال نکشیده مسئول بسیج دانشجویی این دانشگاه شد. تابستان‌ها هم به خانه نمی‌آمد و به اردوی جهادی می‌رفت. با دوستانش بیشتر کار‌های فرهنگی و جهادی می‌کردند. یک‌بار سه اتوبوس از دانشگاه به راهیان‌نور برده بود. در دانشگاه مراسم برگزار می‌کرد و بار‌ها با دیگر دانشجو‌ها به اردو‌های جهادی می‌رفتند

می‌گفت من سرباز وطنم و در راه امام‌حسین (ع) شهید می‌شوم

نوشته‌هایی از برادرم موجود است که گفته بود: من سرباز وطنم، سرباز امام زمانم. برای وطنم غیرت دارم. راهم راه امام حسین (ع) است و در راه‌شهدای ولایت می‌مانم. آخرین بار که به خانه مادرآمده بود مقابل عکس پدربزرگ شهیدم که روی دیوارخانه بود ایستاد و سلام نظامی کرد. گفت: پدربزرگ وقتش است!

شکست جنگ شهر‌ها با حضور میلیونی مردم ایران

صدام که برای فرار از شکست در جبهه‌ها استراتژی بمباران شهر‌ها را با شدت بسیاری دنبال می‌کرد، طوری برنامه‌ریزی کرده بود که مردم ایران در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن‌ماه شرکت نکنند. پیش‌تر نیز بعثی‌ها نشان داده بودند؛ هیچ ارزشی برای جان غیرنظامی‌ها قائل نیستند و بمباران راهپیمایی روز ۱۵ خرداد سال ۶۳ از جمله این موارد بود

امیرحسین با دعای مادر به عرش رسید

از نوجوانی عاشق بسیج بود. خودش پایگاه علوی را انتخاب کرد و دیگران را هم برای فعالیت در پایگاه بسیج دعوت می‌کرد. پول توجیبی‌هایش را جمع می‌کرد تا خرج کار‌های خیر و فرهنگی کند. وسایل و عکس‌هایش هنوز هم نشان‌دهنده این علاقه قلبی اوست