برچسب جنگ

می‌گفت اگر دوستم دارید دعا کنید شهید شوم

وقتی دلتنگ و بی‌قرار شدم گله کردم به خدا و گفتم خدایا، چرا دعای من را برای طلب صبر نشنیدی؟! قرآن را باز کردم و سوره مؤمنون آمد: «هرکس به وقت موعدش می‌رود، نه زودتر نه دیرتر»؛ شکر کردم که عمرش تمام شده بود و خدا به جای مرگ، شهادت به او داد 

استانداری: برای آغاز فرایند انتخابات مناظر اعلام پایان رسمی جنگ هستیم

مدیرکل امور سیاسی استانداری تهران اعلام کرد برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا که به‌دلیل شرایط جنگی به تعویق افتاده، منوط به اعلام رسمی پایان جنگ از سوی شورای عالی امنیت ملی است و پس از آن، فرآیند دوماهه برگزاری انتخابات آغاز خواهد شد.

مثل اربابش امام حسین (ع) بی‌سر شهید شد

شهید در سنین نوجوانی و جوانی قاری برجسته قرآن بود که در مسابقات مختلف، مقام‌های زیادی کسب کرد و علاقه زیادی به تلاوت قرآن داشت. بیشتر اوقات نوجوانی و جوانی‌اش را در مسجد گذراند و مکبر و قاری بود. از اوقات فراغتش استفاده می‌کرد و به مسجد می‌رفت و در برنامه‌هایی که در مسجد برگزار می‌شد شرکت می‌کرد

حماس: جنگ متوقف نشود، خبری از مذاکره تبادل اسرا نیست

اسرائیلی‌ها حدود یک هفته است که ضربات سختی از فلسطینیان در غزه دریافت می‌کنند. خان‌یونس در جنوب به قتلگاه سربازان اسرائیلی بدل شده، به طوری که فقط در یک رویارویی که همین دیروز در شرق شهر خان‌یونس رخ داد، ۱۰ اسرائیلی در اصابت دو بمب ضد نفر کشته یا زخمی شدند.

ساعات سرنوشت‌ساز در آمریکا | ترامپ حمله به ایران را انتخاب می‌کند یا مذاکره؟

با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس، دولت ترامپ بر سر نحوه برخورد با ایران دچار شکاف شده است؛ در حالی که جریان تندرو خواهان ادامه فشار نظامی است، جریان عمل‌گرا درباره گرفتار شدن آمریکا در جنگی منطقه‌ای هشدار می‌دهد.

گفت: بابا، هر وقت شهید شوم می‌آیم!

امیرعلی در کار‌های خیر شرکت می‌کرد. چون رشته‌اش روانشناسی بود با استادش به یک مرکز توانبخشی رفته بود و همکاری می‌کرد. به دو معلول برای فیزیوتراپی و نرمش کمک می‌کرد. یک خانم سرطانی در محله‌مان است که امیر علی هوای ایشان را داشت. فرد بیمار می‌گفت: امیرعلی معمولاً می‌دانست من در چه احوالاتی هستم و کمکم می‌کرد

می‌گفت: هر لحظه باید در انتظار شهادت باشیم

پسرم دانشجوی دانشگاه یاسوج بود و به یک سال نکشیده مسئول بسیج دانشجویی این دانشگاه شد. تابستان‌ها هم به خانه نمی‌آمد و به اردوی جهادی می‌رفت. با دوستانش بیشتر کار‌های فرهنگی و جهادی می‌کردند. یک‌بار سه اتوبوس از دانشگاه به راهیان‌نور برده بود. در دانشگاه مراسم برگزار می‌کرد و بار‌ها با دیگر دانشجو‌ها به اردو‌های جهادی می‌رفتند