برچسب جنگ 12 روزه

دخترم دعا کن بابا شهید شود 

او رفت و صدای انفجار‌ها دل مرا آشوب کرد. بار‌ها تماس گرفتم، اما نه او جواب داد و نه دوستانش که با آنها تماس می‌گرفتم. فقط صدای آمبولانس‌ها پشت سر هم می‌آمد و مجروحان را جابه‌جا می‌کردند. اضطراب رهایم نمی‌کرد و مدام حس می‌کردم او شهید شده است. تمام شب بیدار ماندم، بار‌ها زنگ زدم و پیام فرستادم، اما جوابی نگرفتم. صبح زود، برادرهایم به سمت محل کار او رفتند، اما جاده بسته بود. من آرام و قرار نداشتم. کم‌کم همه اطرافیان متوجه شده بودند و می‌گفتند شهید شده است. ساعتی بعد، خبر قطعی رسید... همان خبری که دل من از نیمه‌های شب آن را حس کرده بود

هیرمان فقط ۲۴ روز سایه پدر را بر سرش داشت 

محرم امسال لباس علی‌اصغر را تن هیرمان کردم و پشت تابوت نمادین رضا که با پرچم ایران پوشانده شده بود، راه افتادم. من این تعزیه‌ها را از کودکی دیده و در آن نقش ایفا کرده بودم، ولی تا سر خودم نیامد، نفهمیدم که در عاشورا چه گذشته است. انگار که به درک بالاتری در این خصوص رسیده‌ام

الیاس حضرتی: مردم با هوشیاری سناریوی دشمن برای ایجاد شکاف را خنثی کردند

رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت با بیان اینکه هدف اصلی پروژه دشمن ایجاد شکاف میان ملت ایران و حاکمیت بود، گفت: در روزهای ابتدایی تا حدودی موفق شدند چنین فضایی ایجاد کنند، اما در ادامه مردم متوجه شدند که چه برنامه‌ای علیه کشور درحال طراحی است و با هوشیاری خود این سناریو را خنثی کردند.

فوتبالیستی که در لباس سبز پاسداری آسمانی شد

برادرم بسیار کم حرف، مهربان و ساده زیست بود. همیشه مادرم به او می‌گفت: نسبت به همه دهه هشتادی‌ها کم‌توقع‌تر و ساده‌تر هستی. برادرم از کودکی تقید مذهبی خاصی داشت. خادم‌الحسین (ع) بود و الگوی زندگی‌اش را امام حسین (ع) و امام علی (ع) قرار داده بود. تا آنجایی که با داشتن حقوق کم، سرپرستی چند خانواده بی‌بضاعت را به عهده گرفته بود

شهادت این مادر سندی بر جنایات صهیونیست‌هاست

۲۵ خرداد همسرم به سرکارش رفته بود که در خیابان صابونچی قرار دارد. خانه خواهرم دقیقاً نزدیک محل شهادت همسرم بود. وقتی اسرائیل جنایتکار به خیابان صابونچی تهران موشک زد، خواهرم با من تماس گرفت و همان موقع خودم را رساندم. از همان لحظات اول انفجار تا ساعت ۲ یا ۳ نیمه شب محل اصابت موشک را کندیم تا پیکر‌ها را بیرون آوردیم

پاسداری از حرم ایران با سلاح دانش/ روایت زندگی و شهادت سید امیرحسین فقهی

سید امیرحسین فقهی مردی بود که ایران را حرم می‌دانست و دانش هسته‌ای را نه برای مهاجرت، که برای درمان و پیشرفت کشور به کار می‌گرفت. در باور او، علم تنها زمانی ارزشمند بود که گره‌ای از کار مردم بگشاید و همین ایمان، او را تا آخرین نفس در مسیر استقلال علمی و دفاع از میهن استوار نگه داشت.