برچسب جنگ 12 روزه

چند ساعت پس از مراسم خواستگاری آسمانی شد

روز ۳۰‌خرداد و چند ساعت قبل از شهادت علیرضا، برایش به خواستگاری رفته بودیم. خانه دختر خانم در نورآباد بود و از مرکز خرم‌آباد تا آنجا ۸۰ الی ۹۰ کیلومتری فاصله است. آن روز وقتی به خواستگاری رفتیم، تازه رسیده بودیم که به پسرم اطلاع دادند مأموریتی در پیش دارد. علیرضا تا موضوع مأموریت را شنید، گفت باید همین الان به خرم‌آباد برگردیم

خدا همه‌چیز را برای ما زیبا چیده بود

علیرضا علاقه داشت که به زبان عربی مداحی کند و برای همین تلاش می‌کردیم برایش شعر‌های عربی تهیه کنیم و از منابع مختلف، حتی از کسانی که در عراق و قم بودند، کمک می‌گرفتیم تا او بتواند لحن مناسب را تمرین کند و به خوبی بخواند

دلتنگی برای محسن از هر چیزی سخت‌تر است

در مکه بودیم که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی شروع شد و خبر‌ها یکی پس از دیگری می‌رسید. همانجا به خانمی گفتم: ناراحتم که بچه‌هایم کنارم نیستند، اما من، شوهرم و فرزندانم فدای رهبر عزیز انقلاب، آقای خامنه‌ای هستیم. او تعجب کرد و گفت:چرا چنین حرفی می‌زنی؟ گفتم: چرا نزنم؟ بودن یا نبودن من تأثیری در کشور ندارد، اما سایه رهبری اگر روی سر مردم باشد، دل‌ها امیدوار می‌ماند. خوب یادم است، پس از شهادت پسرم، همان خانم سراغم آمد و گفت: حالا پشیمان نیستی که آن روز آن حرف را زدی؟ گفتم؛ نه، اصلاً. دلتنگ او می‌شوم، اما هیچ‌وقت از اینکه فرزندم را در راه اهل بیت (ع) و برای سیدعلی داده‌ام، پشیمان نیستم 

کاش به سامان می‌گفتم چقدر دوستش دارم

یادم است وقتی با هم تلویزیون نگاه می‌کردیم، همسرم از دیدن جنایت‌های اسرائیل و امریکا گریه می‌کرد، اما سامان نمی‌خواست این صحنه‌ها را ببیند. می‌گفت من دلش را ندارم. اینها ضعیف‌کش‌اند و اسرائیل را همیشه بزدل و ترسو می‌دانست

طوفان ۱۲ روزه/ وقتی بازدارندگی ایران، معادلات غرب را برهم زد

طوفان ۱۲ روزه‌ای که سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بر آسمان غرب آسیا وزیدن گرفت، نه یک درگیری محدود نظامی، که آزمون بزرگ بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بود؛ آزمونی که در آن، محاسبات راهبردی تل‌آویو و واشنگتن مبنی بر فروپاشی داخلی ایران و برتری مطلق نظامی، یکی پس از دیگری فرو ریخت و معادلات امنیتی منطقه را به سود تهران تغییر داد.