برچسب جنگ 12 روزه

او مرد میدان بود چه در جبهه دفاع چه در عرصه زندگی

روحیه از خودگذشتگی راه شهادت را برای هسرم باز کرد. چون زمانی که دوست‌شان شهید علیرضا بوستان‌افروز بعد از اصابت موشک رژیم منحوس‌صهیونیستی زیر آوار گیر می‌افتد، آقامرتضی و شهید علیرضا نوری که از بچه‌های سپاه پاسداران بودند، با شنیدن صدای داد و فریاد شهید بوستان افروز برای کمک به ایشان می‌روند که در حمله بعدی صهیونیست‌ها هر سه به شهادت می‌رسند

می‌گفت اگر من نروم چه کسی از وطن دفاع کند؟!

من با چشم خودم دیدم ساختمان‌های چند طبقه را چطور با خاک یکسان کردند. ساختمانی ۱۴طبقه در میدان نوبنیاد به طور کامل فرو ریخته بود، ده‌ها نفر از جمله زن و کودک در آن ساختمان جان‌شان را از دست دادند. به کدامین گناه؟ آنها که نظامی نبودند، اما به خدا قسم ما با دیدن این جنایت‌ها از آرمان‌های‌مان کوتاه نمی‌آییم

پاسدار نمونه‌ای که شهید  مبارزه با صهیونیست‌ها شد

صبح واقعه (دوم تیرماه) امیرحسین ساعت ۵/۱۰ صبح از خانه بیرون زد. ایام جنگ، هر روز با غسل شهادت بیرون می‌رفت و از زیر قرآن عطری که همکارش آقای ابوالفضل باروتچی به عنوان یادبود ازدواجش به آقا امیرحسین داده بود، ردش می‌کردم. اما آن روز آخر نمی‌دانم چه شد او را از زیر قرآن رد نکردم...

مثل اربابش امام حسین (ع) بی‌سر شهید شد

شهید در سنین نوجوانی و جوانی قاری برجسته قرآن بود که در مسابقات مختلف، مقام‌های زیادی کسب کرد و علاقه زیادی به تلاوت قرآن داشت. بیشتر اوقات نوجوانی و جوانی‌اش را در مسجد گذراند و مکبر و قاری بود. از اوقات فراغتش استفاده می‌کرد و به مسجد می‌رفت و در برنامه‌هایی که در مسجد برگزار می‌شد شرکت می‌کرد

فرزندمان رفت تا ثابت کند این سرزمین بی‌مدافع نیست

حالا با عنوان مادر شهید بودن افتخار می‌کنم. حس می‌کنم به خدا نزدیک‌تر شده‌ام، چون باید راه پسرم و راه تمام شهدا را ادامه بدهم تا از این امتحان الهی سربلند بیرون بیایم و راضی به رضای خدا باشم. دلتنگی همیشه هست، اما نگاه من به دنیا تغییر کرده است. هنوز درد هست، اما همراه آن، افتخار و مسئولیتی است که مرا سرپا نگه می‌دارد

راز شهادت پسرم رادر سفر‌های کربلایش می‌دانم

چهره آقا مجتبی سالم بود. گویا از سمت چپ یک ترکشی به سرش خورده بود و همین ترکش هم باعث شهادتش شده بود. بالاتنه‌اش سالم بود، اما پشت سرش نزدیک گوشش یک پنبه‌ای گذاشته بودند که مشخص بود از آنجا ترکش خورده است، اما پیکر همکارش شهید خادمی، آسیب زیادی دیده بود. چند روزی از دفن پسرم می‌گذشت که پیکر شهید خادمی پیدا شد