برچسب جنگ 12 روزه

پسرم استوار و محکم گفت اسرائیل غلط زیادی کرده است

جشن عروسی سیدمصطفی قرار بود در ۲۵ شهریور برگزار شود، ولی با شهادتش این جشن در آسمان‌ها برگزار شد. پسر کوچکم از قصه عاشورا یاد گرفت تا آخرین لحظه پشت برادرش باشد. سیدمجتبی عادت داشت در کودکی در آغوش برادرش آرام بگیرد، اما این‌بار سید مصطفی بود که در آخرین لحظه در آغوش برادر کوچک‌ترش آرام گرفت و شهید شد

زیباکلام: احتمال جنگ خیلی کم است/ به مذاکرات خوشبینم

استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه کم نیستند کسانی که در حاکمیت حضور دارند و نمی‌خواهند وضعیت فعلی اقتصادی ایران ادامه یابد، اظهار کرد: مذاکرات روز جمعه به نتایجی خواهد رسید، چراکه هیچکدام از طرفین نمی‌خواهد وارد جنگ شوند.

کمیسیون امنیت ملی مجلس: دخالت آمریکا و صهیونیست‌ها در حوادث اخیر قطعی است

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در تشریح جزئیات نشست امروز این کمیسیون، گفت: طبق آخرین بررسی‌های وضعیت امنیتی کشور، دخالت آمریکا و صهیونیست‌ها در حوادث اخیر محرز است.

۱۷۵ کودک در جنگ ۱۲ روزه به خانواده‌های امین سپرده شدند/نگهداری ۹۰۰۰ کودک در مراکز بهزیستی

معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به نگهداری ۹ هزار کودک بی‌سرپرست و بدسرپرست در مراکز تحت پوشش بهزیستی کشور، گفت: در جنگ ۱۲ روزه ۱۷۵ کودک را به خانواده‌هایی که صلاحیت آنها از قبل بررسی شده بود، سپردیم.

نتایج نظرسنجی اختصاصی ایران ۲۴: ۹۳ درصد مردم دفاع نیرو‌های مسلح در جنگ ۱۲ روزه را ««بسیار مهم و تاثیرگذار» دانستند

شبکه خبری ایران ۲۴، طی روز‌های اخیر، نظر کاربران صفحه اینستاگرام متعلق به شبکه خبری ایران ۲۴ را با طرح سوالاتی در مورد جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران جویا شده است.

روایت تلخ مستاجرانی که پس از جنگ ۱۲ روزه آواره شده‌اند/پول نمی‌دهیم، شکایت کنید

برخی مستأجر‌ها معتقدند شرایط موجود معامله‌ای دو سر برد را برای برخی مالکان رقم زده؛ هم پول می‌گیرند و هم خانه‌های‌شان به صورت رایگان بازسازی می‌شود در حالی که مستأجران یا هنوز منتظر عمل به وعده‌ها هستند یا دست به گریبان با مؤجر و در بهترین حالت هم مبالغی که دریافت کرده‌اند با میزان مبالغ اعلام‌شده با آنها تطابق ندارد.

پسرم آرزوی نابودی اسرائیل را از پدرش به ارث برده است

یک‌بار به گلزار شهدای تبریز رفته بودیم. روبه‌روی ما فضایی در حال بازسازی بود. آقا محسن آنجا را نگاه کرد و گفت: «افسانه آنجا را نگاه کن، حالا خدا می‌داند اینجایی که الان درستش می‌کنند قسمت چه کسی می‌شود؟ ان‌شاءالله که یکی از این مزار‌ها نصیب من می‌شود.» خیلی طول نکشید یکی از همان مزار‌ها قسمت او شد