برچسب باید جنگ را باور کنیم

میراث‌بر و میراث‌دار تاریخ

خبر درگذشت دکتر فریدون الهیاری استاد تمام تاریخ دانشگاه اصفهان و مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان به یقین ضایعه بزرگی برای گروههای اجتماعی گوناگون از جامعه دانشگاهی و دوستداران و حامیان میراث فرهنگی تا کنشگران و فعالین سیاسی بود. در فاصله سالهای 87 تا 91 افتخار شاگردی او را در گروه تاریخ دانشگاه اصفهان داشتم و نه تنها من هرآنکس که حضور در محضر و کلاسش را درک کرده باشد شهادت میدهد، استادی تمام عیار و دانشوری کمنظیر بود. 

روشنای خطوط در عمارت سعدی

دومین رویداد «خطوط خاموش» با ارائه پنجاه‌ و سه اثر نفیس خوش‌نویسی از استادان سید محمد وحید جزایری، محسن سلیمانی، ناصر طاووسی، غفور اسکندری سخندری، همایون مقدس و شهاب‌الدین ارفعی در اقلام کوفی، ریحان، محقق، رقاع، توقیع، ثلث ایرانی و تعلیق همراه با گنجینه‌ای از قرآن‌های ارزشمند دوره‌های تاریخی و همچنین چند نمونه اثر از خوش‌نویس بزرگ معاصر استاد حبیب‌الله فضائلی و بخشی از قلم‌ها و اسباب کتابت او و مجلدهای ارزشمندی درباره پژوهش در خط و خوش‌نویسی به زبان‌های عربی، انگلیسی و ترکی از مجموعه و کتابخانه تخصصی شهاب‌الدین شهیدانی در گالری‌های بوستان و گلستان و گالری تک اثر عمارت سعدی اصفهان نمایش داده‌شده است.

شهر بدون مستند مثل خانواده بدون آلبوم است

الزام دستگاه‌های اجرایی مبنی بر مستندنگاری پروژه‌های بزرگ و مهمشان مصوبه‌ای است که مدتی قبل در هیئت دولت به تصویب رسید. اینکه این مصوبه چه زمانی اجرایی خواهد بود و تا چه اندازه می‌تواند به داشتن آرشیو قابل ارجاع کمک کند، موضوعی است که عزت‌الله پروازه از مستندسازان صاحب سبک اصفهان به آن پاسخ داده است. 

غیرقابل‌اعتمادترین راوی

ساخت فیلمی درباره یک بیمارِ مبتلا به زوال عقل، که بخش زیادی از آن از دید خود بیمار روایت شود، فکر بدیع و مبتکرانه‌ای است. البته بیمار ما، غیرقابل‌اعتمادترین راوی خواهد بود، اما ممکن است به ما درک بهتری از تجربه سردرگم‌کننده آلزایمر بدهد. راجر ایبرت زمانی فیلمها را «ماشین‌های [تولید] همدلی» نامید و فیلمی مثل این مطمئناً می‌تواند شانسی برای ثابت کردن آن [گفته] باشد. در واقع این فیلم ممکن است به خاطر زوایای دید و خطوط زمانی و واقعیت‌های متغییرش، به [فیلمی از ژانر] وحشت پهلو بزند. و این‌جا، جایی است که متأسفانه فیلم فلوریان زلر، بر اساس نمایش‌نامه جذاب بسیار موفق خودش، به بیراهه می‌رود. 

گالری‌داری به شیوه گلستان

لیلی گلستان به معرفی نیازی ندارد اگرچه سخن‌گفتن درباره او نیز در این نوشتار نمی‌گنجد. همین بس که نام او برای هر صاحب‌هنر و صاحب‌سخنی، نامی است سنگین و سرشار از گفتنی‌های بسیار… . اما در این مجال همین‌قدر کافی است که بگوییم لیلی گلستان نویسنده، مترجم و گالری‌داری است که طراحی پارچه را در مدرسه هنرهای تزیینی پاریس، ادبیات فرانسه و تاریخ هنر جهان را در کلاس‌های آزاد دانشگاه سوربن فراگرفت و نه فقط او بلکه حضور خانواده‌اش نیز در تاریخ، ادبیات و هنر ایران حضوری مثال‌زدنی و غیرقابل‌انکار است تا آنجاکه لیلی گلستان درباره خانه پدری خود در محله دروس تهران می‌نویسد:

پیش‌بینی‌های تکنولوژیک در حقوق هنرمندان

هر متن قانونی از دو جنبه حقوقی و ادبی قابل نگرش است که مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت اصول و قوانین حقوقی از ادبیات یک متن میسر می‌شوند. متون حقوقی با پرهیز از استعاره‌ها، ایهامات و کنایه‌ها، نباید تعمدا از صنایع ادبی به نحوی کمک بگیرند که استنباط و دریافت مفهوم اصلی قانون را وارد حوزه ابهام کند. در عرصه صراحت و انتقال اخباری مفاهیم، جایی برای واگذاری دریافت استعاری و غیرمستقیم مفاهیم به مخاطب نیست.

بالاخره زنده ماند!

طی هفته گذشته، حاشیه‌های توقیف 30 ساعته «می‌خواهم زنده بمانم» داغ‌ترین بحث شبکه نمایش خانگی بود. سریالی که ابتدای هفته را با شائبه توقیف آغاز کرد، در میانه هفته توقیف شد و در انتهای هفته نیز مشکلش رفع و منتشر شد. مقوله توقیف و ممیزی در سینما و شبکه نمایش خانگی، بحث چندان جدیدی نیست و دیگر مخاطبان و سینماگران، بر روی تمامی ابعاد این اتفاق آشنایی کامل دارند. اما آن‌چه سبب شد تا موضوع توقیف موقت «می‌خواهم زنده بمانم» این‌چنین برسر زبان‌ها بیفتد، دستور به توقف پس از 14 قسمت پخش بود. اتفاقی که تاکنون مشابه چندانی نداشته و این شاید برای نخستین بار است که یک سریال پس از انتشار 14 قسمت، این‌گونه تهدید به توقف شده و از گردونه پخش کنار برود.

قدم‌های بلند در راه اصلاحات بلدی اصفهان

«امسال از حیث پیشرفت‌هایی که در قسمت اصلاحات لازمه بلدی شهر اصفهان خواهد شد، می‌توان گفت یکی از سعادتمندترین سنوات دوره اخیر این شهر تاریخی خواهد بود.» (اخگر 1035، 15 اردیبهشت 1314) این جمله اول سرمقاله اخگر در نیمه اردیبهشت سال 1314 خورشیدی است. مقاله در ابتدا، به اوضاع نابسامان شهر اصفهان در دوران قاجار اشاره می‌کند که آثار ارزشمند عهد صفوی در معرض نابودی قرار داشته، اما با کوتاه‌شدن دست‌درازی‌های قجرها نسبت به بناهای باشکوه صفوی (شناخته‌شده‌ترینشان ظل‌السطان برادر ناتنی مظفرالدین‌شاه که سال‌ها والی اصفهان بود و خرابی‌های بسیاری به بار آورد که در ستون‌های پیشین به آن پرداخته‌ایم) همچنین تأسیس انجمن‌های بلدی در شهرها که از دستاوردهای مشروطیت بوده و در سال 1309 شمسی، در دوره پهلوی اول و پس از وقفه‌ای بیست ساله میان تصویب قانون انجمن بلدی و اجرای آن در اصفهان تشکیل شد، کم‌کم رسیدگی به بافت شهری و شکل‌گیری محورهای توسعه شهر آغاز شد.