برچسب باید جنگ را باور کنیم

میراث ماندگار

آنچه در این مجال قصد تحریرش را دارم نه اغراق در ویژگی‌های فردی دکتر فریدون اللهیاری و نه مبالغه در جایگاه علمی و اجتماعی ایشان، بلکه برشمردن صفات و پاسداشت از فرهیخته ایست که شاید در گرماگرم سیاست‌زدگی‌های این سال‌ها جز آخرین نسل‌هایی است که مسئولیت اجتماعی و دغدغه‌های فردی‌اش را و برآورده کردن نیاز نسل‌های بعد از خودش را نه در ساحت امور آلوده به سیاست که در فعالیت‌های فرهنگی می‌دید و می‌کوشید دامن این حوزه را از آلودگی‌های سیاست به معنای نزاع‌های معمول و فاقد ارزش بپالاید تا خاک غنی نسل جدید را با آفتاب فرهنگ بپرورد و میراثی را ماندگار کند تا ما امروز به پاسبانی آن ببالیم.

فرهیخته‌ای اصیل و فرهنگ سیرت

خبر کوتاه بود و سخت جانکاه؛ دکتر فریدون الهیاری استاد تاریخ دانشگاه اصفهان آسمانی شد! ویروس کرونا این بار یکی از مورخان فرهیخته‌ی کشور را از کف میهن ربود و جامعه‌ی علمی و فرهنگی را به سوگ نشاند. دکتر الهیاری را از زمانی می‌شناسم که به عنوان دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با اینجانب همکلاسی شد. او نسبت به بنده جوان‌تر بود، زیرا هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را بدون وقفه طی کرده بود. در همان نخستین ملاقات، بسیار شیفته‌ی منش و صفای باطنی او شدم. حقیقتاً بی تکلف بود و صمیمی، با چشمانی مأخوذ به حیا. اصالت را در چهره‌اش می‌توانستی ببینی. از آن زمان نزدیک به سه دهه می‌گذرد و او در طول سالیان بالید و بالید و شد: فرهیخته‌ای با اصالت و مورخی چیره دست.

ایستاده بر تارک تاریخ در آئینه اجتماع

انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعه‌شناسی نزدیک‌تر بود به چیزی که من از دانشگاه می‌خواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنب‌وجوشی که می‌دانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا می‌شود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمی‌خواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمی‌توانست برایم جذاب باشد. 

در حیرت ناتمام

۸ صبح ۱۶ فروردین ۹۵ بود که از طریق پیامکی از زنده‌یاد دکتر فریدون الهیاری دریافت کردم متوجه شدم که مراحل اداری استخدامم به اتمام رسیده و بعد از ۴ سال که از تاریخ برگزاری آزمون استخدامی می‌گذشت بالاخره می‌توانستم مشغول به کار شوم. یک سال و نیم بود که دکتر الهیاری به عنوان مدیرکل میراث‌فرهنگی و گردشگری استان اصفهان منصوب شده بود و من در این مدت به جهت پیگیری روند استخدامم بارها به ایشان مراجعه کرده بودم و همیشه با روی گشاده پیگیر مشکلات ما نیروهای جدید بودند. بالاخره کار خود را از اداره شهرستان فریدون‌شهر و با عنوان کارشناس باستان‌شناس شروع کردم. 

مورخ مردمدار

دکتر فریدون اله‌یاری «مردمدار» بود. در این چند روزی که از درگذشت استاد فقید تاریخ دانشگاه اصفهان می‌گذرد، هرکس در رابطه با ایشان چیزی گفته یا نوشته است به مردمداری او نیز اشاره کرده است. به گونه‌ای که اگر بخواهیم کلیدواژه‌های شخصیتی این استاد مسلم تاریخ را احصا کنیم، قطعا و مسلما «مردمداری» در زمره این کلیدواژه‌هاست. روش و منش مرحوم فریدون اله‌یاری چنانچه بنده از پس 22 سال سابقه آشنایی با وی اطلاع داشتم، به شکلی بود که با هرکس از استادان و دانشجویان گرفته تا مدیران و کارکنان اداری و حتی با ارباب‌رجوعی به ستوه‌آمده از پیچ‌وخم‌های اداری دیوان‌سالاری حاکم که به دفتر وی پناه آورده بود، سرشار از متانت، فروتنی و ادب بود. این بنده خود بارها از مشایعت‌های وی تا پاسی فراتر از دفتر کار ایشان شرمنده شده بودم.

خاطراتی تا همیشه به یاد

یک هفته از رفتنش گذشته و تازه می‌توانم قلم به دست بگیرم و از او بنویسم.
-هجده‌ساله‌ام. دانشجوی سالِ اول رشته تاریخ. در همان ترم اول شما استادِ محبوبِ خیلی از ما سال‌اولی‌ها شدید. استادی که تاریخ را جورِ دیگر می‌فهمید و می‌فهماند. موقع تدریس تاریخ ساسانیان، سقوطِ سلسله ساسانی با آن جلال و جبروتش را به داستان حضرت سلیمان و عصایش تشبیه می‌کردید. سلیمانی که سال‌ها مرده بود در حالی‌که به عصایی تکیه داده و کسی از مرگش خبر نداشت. موریانه عصایش را از درون آهسته می‌خورد و سرانجام روزی سلیمان نقش بر زمین شد. آنگاه خبر پیچید که سلیمان مرده است و سلیمان سال‌ها پیش مرده بود.

در سوگ لبخند دلگشای تو

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
                                                                           ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست مِی‌گونت
                                                                             ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون است

وقتی معماری و طراحی صنعتی مجازی می‌شود

وقتی که دانشگاه‌ها به دلیل سایه شوم کرونا تعطیل شده و به ناچار با شیوه جدیدی در آموزش به نام فضای مجازی روبه‌رو شدند ابتدا سازگاری با آن سخت و پیچیده به نظر می‌رسید، اما تداوم کرونا موجب شد تا شیوه حضوری آموزش‌ها در مدارس و دانشگاه‌ها علی‌رغم چالش‌های بسیار به یک عادت اجباری تبدیل شده و از بستر مجازی به‌عنوان فضای جایگزین استفاده شود، موضوعی که بیش از یک سال تداوم داشت و بررسی نقاط قوت و ضعف آن به آسیب شناسی مستندی نیاز دارد.