ایستاده بر تارک تاریخ در آئینه اجتماع

انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعه‌شناسی نزدیک‌تر بود به چیزی که من از دانشگاه می‌خواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنب‌وجوشی که می‌دانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا می‌شود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمی‌خواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمی‌توانست برایم جذاب باشد. 

انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعه‌شناسی نزدیک‌تر بود به چیزی که من از دانشگاه می‌خواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنب‌وجوشی که می‌دانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا می‌شود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمی‌خواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمی‌توانست برایم جذاب باشد. 

بیشتر اساتید از تاریخ دل‌زده ترم می‌کردند به جز اندکی مثل دکتر الهیاری که هم تلاش می‌کرد دریچه تاریخ اجتماعی ایران را به روی ما باز کند و هم خودش از فعالیت اجتماعی عقب نمی‌افتاد و می‌توانستم در کلاس‌ها و محضرش همان رؤیای تاریخ کاربردی و علمی نزدیک به جامعه‌شناسی را دنبال کنم. استادی جوان و پرانرژی که تلاش می‌کرد دیروز را در آیینه امروز تفسیر کند و تمام تلاشش این بود تا تاریخ را به‌عنوان علمی کاربردی و ضروری برای پیشبرد بهتر سیاست و اجتماع روز به ما معرفی نماید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *